مرحوم شهيد ثانى هم در كتاب مسالك از بعض از مشايخ معاصرين خود ، همين نظر را گزارش كرده است . « 1 »
بلكه حتى علّامه ره كه در تذكرة با تأكيد فرمود : بايد لفظ صريح باشد و كنايه كافى نيست و دو دليل هم آورد ، ولى در كتاب تحرير فرموده : ايجاب عبارتست از هر لفظى كه دالّ بر نقل باشد ، همانند بعت ، ملكّت ، و آنچه قائم مقام اينها باشد « 2 » [ نقلت و . . . ] و از كتاب تبصرهء علّامه و ارشاد الاذهان ايشان و شرح ارشاد فخر الدين هم اين مطلب حكايت شده . « 3 »
قوله : فاذا كان : مرحوم شيخ مىفرمايد : جناب علّامه ، اگر ايجاب ، لفظ دالّ بر نقل است پس چرا با الفاظى از قبيل : نقلت الشيئ الى ملكك بكذا ، جعلت الشيئ ملكا لك بكذا و . . . منعقد نشود ؟ چرا در تذكره اينها را منع كرديد ؟
قوله : بل ربّما : مىتوان نظريّه فوق را [ كه ظهور كافى است . ] به كليّهء كسانى كه در باب بيع بقول مطلق فرمودهاند : ايجاب و قبول لازم است . و لفظ خاصّى را مطرح نكردهاند [ از قبيل شيخ طوسى و پيروان او « 4 » ] هم نسبت داد و گفت : اينها هم ملاك را ظهور مىدانند .
قوله : فتأمل : شايد اشاره باشد به اينكه : اطلاق مذكور در مقام اصل اعتبار لفظ و صيغه در بيع وارد شده و امّا از حيث خصوصيات صيغه در مقام بيان نيست تا به اطلاق آن
هامش
( 1 ) مسالك الافهام ، ج 3 ، ص 152 .
( 2 ) تحرير الاحكام ، ج 1 ، ص 164 .
( 3 ) التبصرة ، ص 88 ، ارشاد الاذهان ، ج 1 ، ص 359 .
( 4 ) مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 150 و مراد از اتباع شيخ جناب ابو يعلى و ابو القاسم و محمد بن على طوسى و . . . مىباشد .