ظهور نزد عرف معتّد به باشد ، كفايت مىكند [ صراحت داشتن يا حقيقت بودن لازم نيست . ]
بنابر اين در رابطه با انشاء تمليك عين به مال ، فرقى ندارد كه با لفظ بعت و ملكّت انشاء شود ، يا با صيغهء نقلت الشيئ الفلانى الى ملكك يا جعلت الشيئ الفلانى ملكا لك بكذا ، و . . . انشاء شود ، زيرا تمام اينها دالّ بر معناى مقصود هستند ، و عرف از اينها همان مبادلهء مال به مال را مىفهمد و همين اندازه كافى است . و ظهورات همهجا حتّى در محاكم و دعاوى متبّع است . و گروهى از متأخر المتأخرين [ از علّامه به بعد را گويند . ] هم همين نظر را تأييد و تقويت كردهاند .
و از گروهى از متقدمين بر علّامه هم همين مطلب حكايت شده است ، منجمله از محقّق اوّل ره كه بعضىها « 1 » از مرحوم كاشف الرموز حكايت كردهاند ، كه او از استادش مرحوم محقق اوّل حكايت كرده كه وى فرموده :
در باب عقد البيع لفظ خاصى مطرح نيست « 2 » [ و ملاك هر لفظى است كه كاشف از مراد باشد . ] و خود كاشف الرموز هم رأى استادش را برگزيده است . « 3 »
و از جملهء كسانى كه ملاك را ظهور لفظى دانسته ، جناب شهيد اوّل ره در حواشى « 4 » است كه فرموده : انشاء بيع با هر لفظى كه دالّ بر آن باشد جايز است ، مثلا با لفظ : اسلمت اليك بكذا ، عاوضتك الشيئ الفلانى بكذا ، هم بيع منعقد مىشود [ با اينكه اوّلى مخصوص بيع سلم است ، و دوّمى لازم اعمّ است . ولى چون دلالت عرفى دارند كفايت مىكند . ]
هامش
( 1 ) حاكى مفتاح الكرامة ، ج 4 ، ص 150 .
( 2 ) كشف الرموز ، ج 1 ، ص 446 .
( 3 ) آدرس قبلى .
( 4 ) حواشى شهيد بر قواعد كه خطى است .