لغت و زبانى حق استفاده داريم .
2 - هيئت هريك از ايجاب و قبول جداجدا :
اينكه بايد ايجاب به صورت جمله فعليّه باشد يا اسميّه هم كافى است ؟ و هكذا در قبول ، و برفرض لزوم جملهء فعليّه آيا به صورت فعل ماضى [ بعت و اشتريت ] بايد باشد يا به صورت فعل مضارع هم كافى است ؟ و . . .
3 - از لحاظ هيئت تركيبيّهء مجموعهء ايجاب و قبول يا عقد :
اينكه آيا بين ايجاب و قبول ترتيب لازم است يعنى حتما بايد اوّل ايجاب باشد سپس قبول ؟ يا استيجاب و ايجاب هم كافى است ؟ و نيز آيا موالات و پىدرپى بودن ايجاب و قبول شرط است ؟ يا مع الفصل هم عقد مؤثر است ؟ [ مثلا امروز بايع ايجاب را بگويد و فردا مشترى و قابل قبول كند . ] اينها مطالبى است كه در مقدّمه بررسى مىشود .
قوله : امّا الكلام : پس از تبيين اجمالى محورهاى اصلى بحث [ چهار محور شد . ] به تفصيل راجع به هريك بحث مىكنيم :
[ استفاده از الفاظ صريح ]
امّا از لحاظ مادّه : آيا در عقود و ايقاعات حتما بايد از موادّ و مباديى كه صريح در مطلوبند استفاده شود ؟ يا استفاده از كنايات هم روا است ؟ آيا حتما بايد از ظهورات استفاده شود ؟ يا از مجملات هم جايز است ؟ آيا حتما بايد از حقائق استفاده شود ؟ يا از مجازات هم مشروع است ؟ به مشهور فقهاء نسبت داده شده كه : عقد با الفاظ كنائى منعقد نمىشود . و شاهد اين نسبت سه كلامى است كه ذيلا مىآوريم :
الف : علّامه ره در تذكره در باب شروط صيغه فرموده :
شرط چهارم از شروط صيغه ، تصريح [ اى الاتيان باللفظ الصريح فى الدلالة على البيع ] است . [ مثلا از واژهء بعت استفاده شود . ] بنابر اين با الفاظ كنائى [ ذكر