بحث ما خارج است زيرا در اين صورت معاطات با همين تراضى و تقابض جديد حاصل مىشود ، نه با عقد فاقد برخى از شروط .
در حالىكه ظاهر كلام شهيد ثانى و محقق ثانى اين بود كه معاطات و معاوضه با خود اشاره يا صيغه حاصل شود نه با تقابض بعدى .
مرحوم شهيدى اين قسمت را دو اشكال گرفته : يكى از و من المعلوم تا مع انّك ، و دوّمى از مع انّك تا و منه يعلم .
ولى با بيانى كه شد ، مجموعا يك اشكال است نه دو اشكال . ]
قوله : و منه يعلم : اشكال به قسمت اوّل است كه فرمود : فان تراضيا . . . يعنى تراضى جديدى در بين باشد . . . مرحوم شيخ مىفرمايد : اين نيز از محلّ بحث خارج است ، و فرض آنجائى است كه : انشاء تمليك توسط خود عقد غيرجامع باشد نه بواسطهء تراضى جديد و بعد از عقدى كه ربطى به صحّت عقد سابق نداشته باشد .
قوله : ثمّ انّ : اشكال دوّم : مقدّمه : از لحاظ علم به صحّت و فساد عقد ، سه صورت متصور است :
1 - طرفين بدانند كه عقد صحيح و جامع شرائط است .
2 - طرفين بدانند كه عقدشان فاسد و فاقد شرط است .
3 - صورت عدم العلم و جهل كه ندانند و از فساد عقد بىخبر باشند كه خود دو شعبه دارد :
1 - صورت جهل بسيط كه مىدانند كه نمىدانند و در يك كلام : بالفعل شك دارند .
2 - صورت جهل مركّب يعنى نمىدانند كه نمىدانند و خيال مىكنند عقدشان صحيح است .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 419
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤١٩