تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
بحث ما خارج است زيرا در اين صورت معاطات با همين تراضى و تقابض جديد حاصل مىشود ، نه با عقد فاقد برخى از شروط . در حالىكه ظاهر كلام شهيد ثانى و محقق ثانى اين بود كه معاطات و معاوضه با خود اشاره يا صيغه حاصل شود نه با تقابض بعدى . مرحوم شهيدى اين قسمت را دو اشكال گرفته : يكى از و من المعلوم تا مع انّك ، و دوّمى از مع انّك تا و منه يعلم . ولى با بيانى كه شد ، مجموعا يك اشكال است نه دو اشكال . ] قوله : و منه يعلم : اشكال به قسمت اوّل است كه فرمود : فان تراضيا . . . يعنى تراضى جديدى در بين باشد . . . مرحوم شيخ مىفرمايد : اين نيز از محلّ بحث خارج است ، و فرض آنجائى است كه : انشاء تمليك توسط خود عقد غيرجامع باشد نه بواسطهء تراضى جديد و بعد از عقدى كه ربطى به صحّت عقد سابق نداشته باشد . قوله : ثمّ انّ : اشكال دوّم : مقدّمه : از لحاظ علم به صحّت و فساد عقد ، سه صورت متصور است : 1 - طرفين بدانند كه عقد صحيح و جامع شرائط است . 2 - طرفين بدانند كه عقدشان فاسد و فاقد شرط است . 3 - صورت عدم العلم و جهل كه ندانند و از فساد عقد بىخبر باشند كه خود دو شعبه دارد : 1 - صورت جهل بسيط كه مىدانند كه نمىدانند و در يك كلام : بالفعل شك دارند . 2 - صورت جهل مركّب يعنى نمىدانند كه نمىدانند و خيال مىكنند عقدشان صحيح است .