تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
برائت است ؟ اصل برائت ، اصل عملى است ، و الاصل دليل حيث لا دليل ، و ما در اينجا دليل بر ضمانت داريم ، كه عموم على اليد باشد ، و نوبت به اصل عدم ضمان و يا برائت از ضمان نمىرسد ، تا معارض با اصالة السلطنة باشد يا نه . در جواب مىگوييم : در ما نحن فيه جاى تمسّك به عموم مذكور نيست . بيان ذلك : قبل از تلف عين [ كه عوضين هر دو موجود بودند . ] قطعا جاى على اليد نبود ، زيرا على اليد مربوط به يد عدوانى است ، و يد متعاطيين ، يد ضمانى و عدوانى نيست بلك با رضايت خاطر و طيب نفس مالك ، آن را گرفته‌اند ، و خود مالك اصلى او را بر اين مال مسلّط كرده است ، پس جاى على اليد نيست . و امّا بعد از تلف يكى از دو عين ، باز اگر مالك عين موجود بنا را بر امضاء معاطات بگذارد ، و ارادهء رجوع نداشته باشد ، وجهى براى ضمان و قاعدهء على اليد ، نيست . انّما الكلام در اينست كه : اگر مالك عين موجود ، بنا را بر فسخ معاطات گذاشت و ارادهء رجوع كرد ، آيا ضامن به مثل يا قيمت عين تالف هست يا نه ؟ و عموم على اليد چنين فرضى را شامل نيست ، زيرا تفصيل نداده و بقول مطلق مىگويد : يا ضامن است ، و يا نيست . امّا اينكه : اگر ارادهء رجوع كرد ضامن باشد و الّا فلا ، اين جزئيات و تفاصيل از على اليد استفاده نمىشود . نتيجه : پس كماكان اصل برائت ذمّه از ضمان ، جارى شده و با اصالة بقاء السلطنة تعارضا و تساقطا . . . قوله : و لكن : در اين فراز مرحوم شيخ با سه بيان همان سخن بعض المشايخ را تثبيت كرده و نتيجه مىگيرند كه : على الاباحه ، تلف احد العوضين ، ملزم نيست ، و امّا سه