1 - عرفا و شرعا محترم و داراى احترام باشد [ بها و ارزش عقلايى و حليّت شرعى داشته باشد ]
2 - عامل هم به قصد تبرّع و مجّان آن كار را انجام ندهد ، بلكه قصد عوض داشته باشد . و در مورد بحث ما هر دو جهت موجود است ، پس استحقاق اجرت هم محفوظ است ، منتها اگر اجاره صحيح بود عامل مستحقّ اجرة المسمّى بود ، و حالا كه فاسد درآمده و اجرة المسّمى براى او سالم نمانده ، بجاى آن اجرة المثل را استحقاق پيدا مىكند .
اشكال چهارم : فتواى بعض الفقهاء در باب هبهء معاطاتى به جواز اتلاف . . .
هم به درد شما نمىخورد ، زيرا در معاطات دو مبنا بود : 1 - اباحهء تصرف 2 - ملكيّت ، و جواز اتلاف با اباحهء تصرّف متلازمانند ولى با ملكيّت ملازمهاى ندارد ، بلكه اعمّ از ملكيّت است ، و از اثبات اعمّ اثبات اخص لازم نمىآيد [ كما اينكه اگر ثابت شد كه فلان شبح حيوان است ، دليل آن نيست كه پس انسان هم هست ، زيرا شايد فرس يا بقر و . . . باشد . ] حال جواز اتلاف ، بر جريان معاطات به معناى مورد قبول عند المشهور [ مفيد اباحه بودن ] در هبه ، دلالت مىكند ، ولى بر معاطات به معناى مورد قبول محقّق ثانى [ مفيد ملك بودن ] دلالت نمىكند .
گويا كسى مىپرسد : مگر در باب هبه و هديه كسانى هستند كه معاطات را مفيد ملك ندانند ؟
شيخ اعظم مىفرمايد : جماعتى از فقهاء از قبيل : شيخ طوسى « 1 » و ابن ادريس حلّى « 2 » و علّامه « 3 » تصريح كردهاند به اينكه : هديّه معاطاتى فقط مفيد
هامش
( 1 ) المبسوط ، ج 3 ، ص 315 .
( 2 ) السرائر ، ج 3 ، ص 177 .
( 3 ) قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 274 .