اين دليل كه : از حيث لغت و عرف ، بر آنكه اوّل وجهى را مىدهد بايع اطلاق مىشود و بر آنكه اوّل وجهى را مىگيرد مشترى اطلاق مىشود .
قوله : فتدبّر : اشاره به اينكه : اين مطلب كليّت ندارد ، زيرا در بيع سلم اوّل مشترى پول را مىدهد و معذلك احدى نگفته : كه او بايع است . و نيز در معاطات هم اى چه بسا همزمان و در عرض هم دستبهدست معاطات انجام مىگيرد . پس نتوان گفت اين بايع و آن مشترى است . [ حقّ وجه چهارم است كه معاوضه مستقلّى باشد . ]
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 330
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٠