سئوال مطرح مىشود كه : چگونه است كه كلام واحد نسبت به مقصود واحد ، هم محلّل است و هم محرّم ؟ مگر ممكن است كلام واحد دو اثر و نتيجهء متعاكس داشته باشد ، يعنى هم محلّل و هم محرّم باشد ؟ در جواب مىفرمايد : ] محلّل و محرّم بودن كلام واحد نسبت به مطلوب واحد ، دو صورت دارد :
1 - تحريم و تحليل به لحاظ وجود و عدم آن كلام باشد ، يعنى در بعض موارد ، وجود كلام محلّل و عدم آن محرّم است . [ مثلا وجود انكحت و زوّجت ، موجب حليّت مرئه است ، و نبود صيغهء نكاح ، سبب حرمت مرئه است . ]
و در پارهاى موارد ، مطلب ، بالعكس است ، يعنى عدم كلام ، محلّل و وجود آن محرّم است [ مثلا در باب طلاق ، وجود صيغهء طلاق باعث حرمت زن بر مرد مىشود ، و نبود آن موجب حلاليّت زن بر مرد است . ]
[ و در ما نحن فيه به اين صورت است كه : قبل از خريدن پارچه ، با مشترى دوّم اگر انشاء بيع كند و بگويد : « بعت » وجود آن محرّم است . و اگر انشاء بيع نكند ، عدم صيغهء بيع ، محلّل است . ]
2 - تحليل و تحريم كلام واحد نسبت به مطلوب واحد ، به لحاظ در محلّ بودن و در غير محلّ بودن است ، يعنى كلام اگر بجا و به موقع و با همهء شرائط گفته شود محلّل و يا محرّم است ، و اگر بى جا و بدون مراعات شرائط گفته شود ، محلّل يا محرّم نيست .
[ مثلا اگر صيغهء نكاح پس از انقضاء عدّه ، انجام پذيرد ، محلّل است و اگر در حال عدّه انشاء شود محرّم است . و يا مثلا صيغهء طلاق اگر در حال حيض انجام پذيرد محلّل است ، چون طلاق باطل بوده و مؤثر در حرمت زن بر مرد نيست ، و اگر در زمان طهر و پاكى انجام بگيرد ، محرّم است . ]
[ و در ما نحن فيه : اگر صيغهء بيع قبل از خريدن و مالك شدن ، ايجاد شود ،
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٧