بيع ، ملكت و بعت كلام صحيح است و وهبت و . . . و لو مع قصد البيع ، كلام فاسد است . ] نه لفظ تنها و مجرّد اصواتى كه از دهان بيرون مىآيد و بر مخارج فم تكيه دارد . [ آنگونه كه در علم تجويد منظور است . ]
و منظور امام عليه السّلام از جملهء انّما يحلّل . . . طبق اين احتمال ، آنست كه : اى چه بسا گوينده ، مطلب و مقصود واحدى دارد ولى حكم شرعى آن از حيث حليّت و حرمت ، متفاوت است و منشأ تفاوت هم اختلاف در مضامين و مفاهيمى است كه با كلام ادا مىشود .
فى المثل اينكه زنى مردى را بر بضع [ بهره و استمتاع ] خود براى مدّتى مسلّط بگرداند ، و خود را در اختيار مردى قرار دهد و خلاصه به عقد منقطع به زوجيّت مردى درآيد ، مطلوب واحدى است كه عقلا و عرفا با هريك از كلمات ذيل ميّسر است :
1 - ملّكتك بعضى ، يعنى بضع خود را به تو تمليك كردم به كذا و كذا براى يك ماه .
2 - سلّطتك على بضعى ، يعنى تو را بر بضع خود مسلّط گردانيدم . . .
3 - آجرتك نفسى . . . يعنى براى فلان مدّت خودم را به تو اجاره دادم .
4 - احللت نفسى لك ، يعنى براى مدتى خود را بر تو حلال كردم .
5 - متعتك نفسى بكذا . . . يعنى خود را براى مدتى به تو تمتيع كردم . . .
ولى از نظر شرعى ، از صيغ مذكور ، چهار صيغهء اوّل محرّم است يعنى كلام فاسد است و اثر مقصود بر آن مترتّب نمىشود ، و صيغهء پنجمى محلّل است يعنى كلام صحيح است و اثر مقصود بر آن مترتّب مىشود .
[ در احتمال اوّل دو نوع كلام و لفظ براى دو نوع مقصود بود و هردو هم مؤثر بودند ، مثل انكحت و . . . كه محلّل و مؤثّر در زوجيّت بود ، و انت طالق كه محرّم و مؤثر در بينونت و فراق بود ، ولى در احتمال ثانى دو دسته لفظ براى يك
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٥