مقدّمه : در باب اجماع و طريق كشف آن از رأى معصوم مبانى زيادى وجود دارد كه در كتب اصولى مطرح شده و اهمّ آنها سه مبنى است :
1 - مبناى سيّد مرتضى و محقق اوّل و صاحب معالم و . . . اجماع دخولى است ، و به مناط دخول امام در ضمن مجمعين آن را حجّت مىدانند . اين طريقه شرائط خاص خود را دارد .
2 - مبناى شيخ طوسى و فخر الدين و شهيد اوّل و . . . اجماع لطفى است ، و به مناط قاعده لطف از اتّفاق فقهاء عصر ، رأى امام عليه السّلام را استكشاف مىكنند ، كه اين نيز ويژگيهاى خاصّ به خود را دارد .
3 - مبناى مشهور متأخرين از محققّ قمى و شيخ انصارى و . . . اجماع حدسى است يعنى از راه اتّفاق جميع علماء در جميع اعصار و قرون ، امصار و بلاد ، حدس قطعى به رأى معصوم مىزنيم و يقين مىكنيم كه اين حكم از رئيس مذهب و شارع مقدس به آنان رسيده است . كه اين نيز مشخصّات خودش را دارد .
با اين مقدّمه مىگوئيم : و كيف كان يعنى چه اجماع بسيط مراد باشد و چه مركب ، برمبناى مشهور قدماء [ طريقه لطف يا دخولى ] تحصيل اجماع آسان است و كافى است كه اتفاق علماء عصر را بدست آوريم ، يا اتفاق گروهى كه در ميان آنان مجهول النسب وجود دارد و موجب قطع اجمالى به بودن امام عليه السّلام در ميان آنان است را بدست آوريم ، ولى برمبناى متأخرين ، با توجّه به قضيّهء سالبه به انتفاء موضوع بودن ملك و . . . ، تحصيل اجماع و حدس قطعى به رأى معصوم عليه السّلام مشكل است .
پس تا اينجا دليلى كه مخصّص عمومات لزوم باشد ، پيدا نشد . پس همچنان معاطات مفيد لزوم است .
[ جمعبندى چهار قدم در مقام ثانى ]
قوله : و بالجمله : از اينجا تا بقى الكلام . . . در واقع خلاصهاى است از مطالبى كه تا به حال در