زيرا معاطات نفس همين تقابض است ، و شيئ شرط خودش واقع نمىشود . پس عبارت مفيد هم نص يا ظاهر در لزوم نيست . پس تا زمان بعض المتأخرين كسى طرفدار لزوم نبوده . ]
قوله : و كأنّه : شايد بخاطر همين برداشت باشد كه مرحوم كاشف الرموز در كتاب كشف الرموز « 1 » از مرحوم شيخ طوسى و از خود شيخ مفيد چنين نقل كرده : به نظر ايندو از شروط مسلّم بيع لفظ مخصوص است و اگر نباشد اصلا بيع منعقد نمىشود .
ه : قوله : و قد تقدّم : ابن زهره نيز ادّعاى اجماع كرده بر اينكه : معاطات اصلا بيع نيست . [ قبلا عبارت ايشان گذشت . ] اين عبارت نصّ در عدم لزوم است .
[ زيرا كه لزوم فرع بر بيع بودن و افادهء ملك است ، و وقتى بيع نبود ، به طريق اولى لزوم هم نيست . ] البته ظاهر اين عبارت اينست كه : معاطات اصلا مفيد ملك هم نيست ، و ممكن است كسى بگويد : اين جمله به ضرر خود شما است ، چون شما معاطات را مفيد ملك مىدانيد و ايشان مىگويد : اصلا بيع نيست ، پس مفيد ملك هم نيست ، ولى اين ظاهر به ضرر ما تمام نمىشود و لطمهاى به مدّعاى ما نمىزند [ زيرا ما دلائل قوى بر ملكيّت آورديم . ]
و : محقق ثانى هم در جامع المقاصد فرموده : در عقود لازمه بالاجماع لفظ معتبر است « 2 » [ عكس نقيض كلام آنست كه : در معاطاتى كه لفظ ندارد ، لزوم هم نيست . پس معاطات مفيد لزوم نيست . ]
پس از بيان اجماعات مذكور مىگوئيم : اوفق به قواعد و عمومات مذكور ،
هامش
( 1 ) كشف الرموز ، ج 1 ، ص 446 .
( 2 ) جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 309 .