مرحوم شيخ در رابطه با افاده و عدم افادهء لزوم در معاطات ، مراحلى را پيموده و قدمهائى را برداشتهاند : در قدم اوّل با هشت دليل ثابت كردند كه معاطات مفيد لزوم است و تا به حال اين مرحله به پايان رسيد .
[ قدم دوّم : از ادّعاى اجماع بر عدم لزوم از سوى جماعتى ]
در قدم دوّم كه با كلمهء الّا انّ . . . آغاز كردهاند ، مىفرمايند : چه كنيم كه اجماع قائم شده بر اينكه : معاطات مفيد لزوم نيست ، و اين ادّعاى اجماع به بيانات مختلف است :
الف : شيخ اعظم مىفرمايد : الظاهر فيما نحن فيه قيام الاجماع . . .
ب : بلكه كاشف الغطاء ره در شرح قواعد صريحا بر عدم لزوم ادّعاى اجماع كرده است .
ج : شهرت محقّقه [ محصّله ] نيز پشتيبان اجماع مذكور است . [ و قبلا هفت عبارت از بزرگان متقدم و متأخر آورديم ، مبنى بر اينكه : معاطات اصلا مفيد ملك نيست . ]
د : بلكه تا زمان برخى از متأخّر المتأخرين [ به فرمودهء مرحوم شهيدى : مراد از اين بعض جناب محقق اردبيلى و محدث كاشانى و محدث جزائرى است « 1 » ] احدى از فقهاء طرفدار لزوم نبودهاند . [ پس مىتوان گفت : تا زمان اين بزرگان ، عدم لزوم ، اجماعى بوده است . ]
قوله : فانّ العبارة : گويا كسى مىگويد : شما به چه دليل ادّعا كرديد : تا زمان بعض مذكور ، هيچكس طرفدار لزوم نبود ، در حالىكه شيخ مفيد ره كه معلّم الشيعه و از قدماء مىباشد در كتاب مقنعه طرفدار لزوم بوده است ؟
در جواب مىفرمايند : همانگونه كه علّامه در مختلف « 2 » اعتراف كرده ، ما
هامش
( 1 ) هداية الطالب ، ص 170 .
( 2 ) مختلف الشيعه ، ج 1 ، ص 170 .