عند شروطهم . . . « 1 » و يا فانّ المسلمين عند شروطهم . . . و . . . « 2 » ]
مفاد اين روايات شبيه مفاد آيهء وفاء به عقد است ، يعنى مؤمنين يا مسلمين نزد شرطهاى خود هستند ، يعنى به شرطهاى خويش ملتزم و پايبند هستند ، و اساسا مؤمن كسى است كه اين گونه باشد ، پس جمله خبريّه معناى انشائى دارد ، يعنى بر مؤمن واجب است كه به التزامات خود عمل كند ، و تخلّف از آن حرام است .
كيفيت استدلال : معاطات شرط است « صغرى »
و هر مؤمنى بايد به شرط خود وفا كند « كبرى »
پس هر مؤمنى بايد به معاطات خود وفا كند « نتيجه »
پس مالك اصلى حق ندارد رجوع كند و معاطات را به هم بزند .
قوله : فان الشرط : گويا كسى مىگويد : از كجا و به كدام دليل ، معاطات يكنوع شرط است ؟ در جواب مىگوئيم : شرط در لغت عرب به معناى مطلق التزام است ، پس التزام فعلى را هم شامل است ، و معاطات التزام فعلى است . پس مشمول روايات مذكور است . [ البته مبسوطا در باب خيارات خواهد آمد كه آيا شرط مذكور در روايات مخصوص شرطهاى ضمن العقد است ؟ يا شروط ابتدائى را هم شامل است ؟ ]
[ نتيجهگيرى از اين ادلّه ]
قوله : و الحاصل : نتيجهء تمامى وجوه ثمانيه آنست كه : معاطات مفيد لزوم است ، و حكم به لزوم در مطلق ملك [ چه از راه بيع و چه غير آن ] و در خصوص بيع ، قابل انكار نيست .
قوله : الّا انّ :
هامش
( 1 ) همان مدرك .
( 2 ) همان مدرك .