آنست كه : عقد به معناى ايجاب و قبول است ، و معاطات داراى ايجاب و قبول نيست ، پس از كجا مىگوئيد : المعاطاة عقد تا مشمول كبراى كلّى مذكور در آيه باشد ؟
و امّا جواب : گرچه در اصطلاح فقهاء ، معمولا كلمهء عقد به قول و لفظ ايجاب و قبول ، اطلاق مىشود ، ولى در اصل لغت و در استعمالات قرآن به معناى عهد آمده و عهد يعنى پيمان و تعهّد و التزام ، و اين معنى عامّ است ، هريك از تعهّد قولى و فعلى را شامل است ، و معاطات هم تعهّد فعلى است ، پس مشمول آيه مىباشد .
البته بحثى است كه آيا عقد به معناى مطلق عهد است ؟ يا خصوص عهد مشدّد و مستحكم ؟ از برخى روايات استفاده مىشود كه : عقد به معناى مطلق عهد است .
مانند صحيحهء عبد اللّه بن سنان : قال سئلت ابا عبد اللّه عليه السّلام من قوله تعالى :
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ،
قال عليه السّلام : العهود . « 1 »
و از برخى اهل لغت استفاده مىشود كه : عقد به معناى خصوص عهد و پيمان مشدّد و مؤكّد است « 2 » ولى هركدام كه باشد مهمّ اينست كه : اختصاص به لفظ و قول ندارد ، و معاطات را نيز شامل است . پس استدلال ايرادى ندارد .
[ دليل هشتم : روايات المؤمنون عند شروطهم ]
قوله : و كذلك قوله : دليل هشتم از ادلّهء لزوم ، روايات المؤمنون عند شروطهم است ، [ در بعضى روايات آمده : قوله صلى اللّه عليه و آله : المؤمنون عند شروطهم « 3 » و در بعض ديگر آمده : و المسلمون
هامش
( 1 ) تفسير على بن ابراهيم قمى ، ج 1 ، ص 160 .
( 2 ) القاموسى المحيط ، ج 3 ، ص 270 .
( 3 ) وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 353 ، باب 6 ، حديث 4 ، و باب 6 من ابواب الخيار ، حديث 1 و 5 ، ص 353 .