اين نظريّه به بعض از معاصرين شهيد ثانى [ مرحوم سيّد حسن . . . ] نسبت داده شده ، گروهى از محدّثين متأخر هم آن را تقويت كردهاند . « 1 »
3 - معاطات مفيد ملكيت جايزه و متزلزله است ، و مفيد لزوم نيست ، مطلقا [ در قبال تفصيل قبلى ] نتيجه و ثمرهء متزلزل بودن ، آنست كه : هركدام از طرفين حق رجوع دارند ، يعنى مىتوانند يكطرفه و بدون جلب رضايت طرفين ، رجوع كرده و مال خود را برگرداند .
اين نظريه به محقق ثانى و ديگر قائلين به ملك نسبت داده شده و در واقع غير از جناب مفيد و بعض المعاصرين شهيد ثانى و بعض المحدّثين ، نظر همهء قائلين به ملك همين است . « 2 »
[ اين عدّه معتقدند كه با تصرّف يا تلف لزوم مىآيد . ]
[ ادلّهء لزوم ]
قوله : او فقها : از مرحوم شيخ مىپرسيم : به عقيده شما از وجوه مذكور كدام بهتر است ؟
مرحوم شيخ مىفرمايد : اگر به مقتضاى قواعد [ اصول و عمومات و اطلاقات ثمانيهاى كه ذيلا خواهد آمد . ] بحث كنيم ، قول اوّل انسب است ، يعنى معاطات هم مثل بيع قولى مفيد ملكيّت لازمه است ، و براى اين مطلب به هشت دليل ، تمسّك مىكنند :
دليل اوّل : اصالة اللزوم :
در اينكه مراد از اين اصل چيست ؟ چهار احتمال وجود دارد كه در اوائل خيارات ، آنها را ذكر كردهاند ، و در اينجا مراد از اصل ، استصحاب است . به اين بيان : فرض اينست كه : به نفس معاطات ملكيت آمد ، و تا زمانى كه رجوعى حاصل نشده ، كما كان باقى است ، پس از رجوع مالك
هامش
( 1 ) از قبيل : محدث كاشانى در مفاتيح الشرائع ، ج 3 ، ص 48 و محدث بحرانى در حدائق ، ج 18 ، ص 350 .
( 2 ) جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 57 و 58 .