چاق مىشود كه نماء متصل است يا شير و پشم و برّه پيدا مىكند كه نماء منفصل است ، يا درخت رشد و نموّ مىكند كه نماء متصل است ، و يا ميوه مىدهد كه منفصل است ] اين نمائات از آن كيست ؟
برمبناى ما كه معاطات را مفيد ملك مىدانيم ، وضع نمائات روشن است ، و آن اينكه : هركس مالك عين است ، مالك نماء هم هست .
ولى برمبناى مشهور كه مفيد اباحه مىدانند از چند حال خارج نيست ، و هركدام محذورى دارد :
1 - يا مىگوئيم : حدوث نماء موجب مىشود كه زيد مثلا ، مالك آن بشود ، ولى مالك عين نشود [ مگر با تصرف يا تلف كه على الفرض نيامده ] اين بعيد است زيرا نماء فرع و تابع اصل است ، و هركس مالك عين بود مالك نماء خواهد بود ، و معنى ندارد كه هنوز عين در ملك زيد داخل نشده ، نماء ملك او شود .
2 - و يا حدوث نماء باعث مىشود كه از اين لحظه زيد هم مالك نماء و هم مالك عين گردد ، اين نيز بعيد است ، زيرا حدوث نماء اگر نتواند مملّك خود نماء باشد ، به طريق اولى نخواهد توانست مملّك عين و نماء هردو باشد .
مضافا به اشكال مشترك اين دو صورت ، و آن اينكه : هردو با ظاهر اكثر فقهاء منافى هستند زيرا كه مشهور در معاطات ، اسباب مملّكه را در دو امر منحصر كردهاند : تصرّف و تلف ، و حدوث نماء جزء هيچكدام نيست . پس از دائرهء حصر خارج است .
3 - نماء نه ملك زيد است و نه بكر ، اين نيز قطعا باطل است و لا قائل به .
4 - نماء ملك بكر باشد ولى مثل عين ، براى زيد مباح التصرّف باشد ، اين نيز بعيد است ، زيرا همانطورى كه قبلا در مطلب ثانى گفته آمد ، شمول الاذن له خفّئ چون اى چه بسا حين المعاطاة اصلا نماء به ذهن بكر خطور نكرد تا در آن اذن بدهد يا نه .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٧