5 - نفقات : بر هر شخصى در شرائطى نفقهء زوجه ، اولاد ، والدين واجب است . البته اگر متمكّن باشد ، حال شخصى هيچ مالى ندارد ولى مقدارى مال مأخوذ به معاطات دارد باز بايد از همان مال نفقه را بدهد . لانّ النفقة تتعلّق بما فى اليد .
6 - حقّ المقاصّه : شخصى به ديگرى مديون است و جحد و انكار مىنمايد ، و مال ديگرى هم ندارد كه طلبكار به اذن حاكم شرعى آن را تقاصّ كند ، تنها مقدارى مال مأخوذ بالمعاطاة در اختيار او است در اينجا هم دائن حق تقاص از همان مال دارد ، لانّ حق المقاصّه تتعلّق بما فى اليد . [ بعض نسخهها حقّ المقاسمه دارد كه منظور اينست : اذا باع احد الشريكين حصّته من شخص آخر بالبيع المعاطاتى جاز للمشترى ان يطالب المقاسمة من الشريك الآخر . ]
7 - حق الشفعه : دو نفر با يكديگر در زمينى بهطور مشاع سهيم و شريكند ، احدهما حصّهء مشاع خود را به شخص ثالث به بيع معاطاتى منتقل كرد ، باز شريك ديگر حقّ دارد اخذ به شفعه نموده ، و حصّهء مبيعه را به ملك خود برگرداند ، لانّ حق الشفعة يتعلّق بما فى اليد .
8 - مواريث : شخصى از دنيا مىرود و اموال زيادى را كه به معاطات از ديگران اخذ كرده به ارث مىگذارد ، باز ميراث به اين اموال تعلّق مىگيرد ، و ورثه حق دارند آن را ميان خود تقسيم كنند و به ارث ببرند ، لانّ الارث يتعلّق بما فى اليد .
9 - ربا : دو كس به نحو معاطات همجنس به همجنس را مبادله كردند ، مثلا يكى ده من گندم داد و ديگرى در مقابل يازده من ، در اينجا هم ربا حرام است و معاملهء مذكور ، ربوى و باطل است . لانّ الربا يتعلّق بما فى اليد .
10 - وصايا : شخص حق دارد ، مالى را كه از طريق معاطات بدست آورده به ديگرى وصيت كند ، لانّ الايصاء يتعلّق بما فى اليد .
11 - فقر و غنا : اگر شخصى به اندازهء مخارج يكسال خود را دارد ، و تمام آن
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٠