توريث را از باب مثال بدانيم . ]
پس در باب سيره صغرى را قبول داريم كه چنين سيرهاى هست ، ولى كبرى را قبول نداريم كه : كشف از رأى معصوم و رضاى او به اين سيره باشد ، و ارزش سيره در گرو همين كشف است . و گرنه اعتبارى ندارد .
[ البته نوع محشّين و مقرّرين ، در اينجا با مرحوم شيخ مخالفت كردهاند ، و حاصل مطلب آنست كه :
اوّلا حق اينست كه : سيرهء مذكور يك سيره عقلائيّه است كه از آغاز تمدّن بشرى وجود داشته و در عصر شارع هم امتداد داشته و . . . ، ردعى هم صورت نگرفته است . پس صددرصد سيرهء مذكور ارزش دارد .
ثانيا برفرض كه سيرهء مذكور ، يك سيره متشرّعه باشد ، مىگوئيم : چنين نيست كه تنها عوام از مسلمين و كسانى كه از الفباى اسلامى خبر ندارند چنان سيرهاى داشته باشد بلكه در ميان آنان مؤمنين و متّقين و متدينين هم در طول تاريخ چنين بودهاند ، و بلكه فقهاى عظام هم با كثرت ورع و احتياط در امر دين اين سيره را داشته و دارند و چنين سيرهاى ارزشمند خواهد بود .
و در واقع مىتوان به اجماع عملى فقهاء تمسّك كرد . و بقول محقّق ايروانى : مع انّ هذه السيرة بهذه العظمة لو كانت فاسدة فعلى السيرة السلام « 1 » ]
[ قوله : و دعوى : اين فراز در واقع اشكالى به مرحوم شيخ و دفاعى از استدلال به آيتين است .
و بجا بود قبل از مناقشه در سيره ، ذكر شود . ]
مستشكل مىگويد : تصرّفات دو دسته است :
1 - متوقفه بر ملك
2 - غير متوقفه ،
هامش
( 1 ) الحاشية على المكاسب ، ص 78 .