تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و شاهد بر اين جواب ، كلامى از خود ابن زهرة است كه صريحا فرموده : ايجاب و قبول از شروط صحت بيع است . « 1 » حال اگر مراد وى از اجماع مذكور ، اين بود كه معاطات حقيقة بيع نيست ، جا داشت بفرمايد : ايجاب و قبول شرط اصل انعقاد بيع است ، نه شرط صحت آن ، از تعبير به شرط الصحة مىفهميم كه مراد ايشان نفى ماهيّت بيع از معاطات نيست ، بلكه نفى صحت و لزوم است . و اگر كسى بگويد : بر فرض كه معاطات به نظر سيد بن زهرة و امثال او ، بيع باشد امّا بيع فاسد است ، و مشهور بيع فاسد را اصلا بيع نمىدانند ، پس باز نفى ماهيّت مراد است نه نفى لزوم ، خواهيم گفت : قبلا اين مطلب بيان شد كه : بنابر وضع الفاظ براى خصوص صحيح ، آرى ، بيع فاسد اصلا بيع نيست . ولى بنابر اعمّى [ كه حقّ است ] بيع فاسد هم بيع است . فالمعاطاة بيع [ منتهى ما فسادش را قبول نداريم ] نتيجه : معاطات بيع است ، و بيع موجب ملكيت است ، پس معاطات مفيد ملك است ، و هو المطلوب .

دليل سوّم : [ آيهء تجارت ]

قوله : و ممّا ذكرنا : دليل سوّم از ادلّهء افادهء معاطات ملك را ، آيهء شريفهء تجارت است :
إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ
« 2 » مرحوم شيخ مىفرمايد : از مطالبى كه در رابطه با آيهء قبلى آورديم . كيفيت استدلال به اين آيه روشن مىشود : معاطات تجارت همراه با تراضى است « صغرى » .
هامش
( 1 ) . . . . ( 2 ) سورهء نساء ، آيه 29 .