تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
2 - لفظ بيع امّا بيع : واژه بيع در اصل لغت به معناى مبادلة مال به مال بود [ المصباح المنير كه در اوّل بيع گذشت ] و مبادلة يا با انشاء صيغه و گفتن : بعت و قبلت انجام مىگيرد و يا با معاطات و دادوستد عملى . و لا شك در اينكه مجرّد مبادلهء مذكور [ با قطع نظر از آثار و تصرفات در عوضين ] حرام نيست ، و اصولا حرمت آن معقول نيست ، و كسى هم توهّم نكرده است تا خداوند در مقام دفع توهم حظر ، بفرمايد :
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ .
و نيز بيع در اصطلاح مرحوم شيخ به معناى انشاء تمليك عين به عوض بود ، چه انشاء قولى و چه فعلى ، باز حرمت نفس اين انشاء تمليك ، معقول و متوهّم نيست ، تا آيه درصدد دفع آن باشد ، بلكه نفس مبادله يا انشاء تمليك ، بدون در نظر گرفتن آثار و احكام تصرفات طرفين در عوضين ، قطعا حلال است و كيفر ندارد . پس ظاهر آيه بدون اينكه تقدير و تصرّفى در آن انجام شود ، غيرمعقول مىنمايد ، لذا در اينكه مراد واقعى آيه چيست ؟ احتمالاتى از سوى بزرگان مطرح شده كه در اينجا به نقل سه احتمال مىپردازيم : 1 - مرحوم شيخ مىفرمايد : در آيه بايد چيزى مقدر باشد و منظور اينست كه : خداوند تصرفات مترتّب بر بيع را [ كه به دنبال بيع ، مشترى در مبيع ، و بايع در ثمن انجام مىدهند . ] حلال كرده است . و اطلاق يا عموم آيه [ به واسطهء حذف متعلّق ] همهء تصرفات بعدى را شامل است ، هم تصرفاتى را كه متوقف بر ملك نيست ، و هم تصرّفات متوقّف بر ملك را . 2 - مرحوم شهيدى در حاشيه فرموده : مجاز در كلمه مرتكب شده و بيع را به معناى مبيع [ مصدر به معناى اسم مفعول ] مىگيريم و منظور اينست
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 198 | على محمدى خراسانى