پس معلوم مىشود مسلمين اين روش را از رئيس اسلام و شارع مقدّس دريافت كردهاند و سيرهء متشرّعه بما هم متشرّعه است . و چنين سيرهاى حجّت است .
[ از جوابى كه بعدا مرحوم شيخ خواهند داد ، روشن مىشود كه مراد ايشان همين سيرهء مسلمين است ، از حاشيهء مرحوم سيّد هم همين مستفاد است ، آنجا كه مىفرمايد : فانّ من المعلوم انّ المتشرّعه من زمان النبي صلى اللّه عليه و آله الى يومنا هذا يجرون احكام البيع على المأخوذ بالمعاطات و لا يفرقون بينه و بين المأخوذ بالصيغة .
و . . . بل من المعلوم انّ الأئمّة عليهم السّلام و اصحابهم بل ساير الناس من العلماء و العوام كانوا يتصرفون فى الهدايا و العطايا تصرف الملاك و لم يعهد من احد منهم اجراء الصيغة فيها . . . « 1 » ]
ب : سيرهء عقلاء عالم : [ به نظر مىآيد ، مراد از سيره همين بناء عقلاء باشد و مسلمين هم از حيث اينكه از عقلاء بودند چنين سيرهاى داشتند ، نه اينكه سيره متشرّعه بما هم متشرّعه باشد . ] عقلاء عالم در طول تاريخ و حتى پيش از اسلام و ساير اديان الهى و بلكه از روزى كه انسان در دنيا زندگى مىكرده و زندگى اجتماعى برپا بوده ، بيع معاطاتى هم بوده و سنگبناى معاملات را تشكيل مىداده و بيع بالصيغه تاريخ روشن ندارد ، بههرحال هميشه عقلاء عالم بر معاطات كليّهء آثار ملك را مترتّب مىكردند تا منتهى مىشود به عصر شارع مقدّس و ظهور اسلام .
و در سخنان پيامبر يا ائمه عليهم السّلام يك جا هم پيدا نمىشود كه پيروان خود را از پايبندى به اين سيره ممانعت كرده باشند از عدم ردع آنان ، به رضايت آنان بدين سيره پى مىبريم ، و سيرهء مذكور از سيرههاى ممضاة و غير مردوعه بوده و حجّت
هامش
( 1 ) حاشية السّيد على المكاسب ، ص 68 .