تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
اگر ما قصده المتعاملين واقع نشد بايد كلا باطل باشد . 2 - ثمره ملك رقبة : اگر با معاطات ، آخذ مالك رقبهء عين شود ثمراتى هم دارد : الف : نمائات اين عين در ملك آخذ داخل مىشود كه [ مثلا اگر گوسفندى را به معاطات اخذ كرده برّه و پشم و شير گوسفند و چاقى او همه ملك آخذ است . ] ب : پاره‌اى از تصرّفات متوقف بر ملك است و تا متصرّف مالك نباشد حق چنان تصرفى را ندارد ، مثل بيع چيزى براى خودش ، عتق عبدى به نيّت خودش ، مباشرت با جاريه‌اى كه به معاطات گرفته و . . . كه روايات مىگويد : لا بيع الّا فى ملك و لا عتق الّا فى ملك و لا وطى الّا فى ملك و . . . حال اگر معاطات مفيد ملك شد اين گونه تصرفات هم براى آخذ جايز خواهد بود . و كسى كه [ شهيد اول و شيخ طوسى كه در ادامه عبارت آنها خواهد آمد ] فتوى به منع و طى جاريهء معاطاتى داده ، سخن غريبى آورده است . [ زيرا وقتى ملكيت آمده ديگر چرا مباشرت جايز نباشد . ] پس از دو كلام محقّق ثانى در دو كتابش كاملا روشن شد كه : ايشان معاطات را مفيد ملك متزلزل دانسته و منظور مشهور از اباحهء تصرّف را نيز به ملك متزلزل تفسير و توجيه كرده است .

[ قضاوت شيخ اعظم ]

قوله : و الّذى : مرحوم شيخ مىفرمايد : به نظر ما اقوى اينست كه : كلمهء اباحهء تصرّف را در كلام مشهور به معناى خودش بگيريم ، و تأويل نبريم ، و بگوئيم : مشهور در معاطات طرفدار اباحهء مجرّده هستند ، و اين را در معاطات به قصد تمليك مىگويند [ نه به قصد اباحه كه صاحب جواهر مىفرمود . ] يعنى با اينكه متعاطيين به قصد تمليك تعاطى مىكنند ولى اثر حاصل از اين دادوستد ملكيت نيست بلكه