تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

[ ج : سيد بن زهره در غنية ]

قوله : و قال فى الغنية : سومين عبارت از مرحوم سيد بن زهره در كتاب غنيه است : ايشان در مقام شرائط صحت و انعقاد بيع ، امورى را شرط كرده و با هر شرطى از بيعى كه فاقد آن باشد دورى جسته ، يكى از شروط صحت ، تراضى [ رضايت طرفين به اين معامله ] است ، با اين شرط از معاملهء اكراهى احتراز كرده كه باطل است . يكى ديگر از شروط صحت ، معلوميّت عوضين است ، يعنى حين البيع بايد هريك از ثمن و مثمن معلوم و معين باشد . و با اين شرط از معاملهء غررى احتراز كرده ، و . . . تا رسيده به اينجا كه : يكى از شروط صحت بيع ايجاب و قبول است . و با اين شرط دو امر را خارج كرده : 1 - باب استيجاب و ايجاب : يعنى ابتدا مشترى از بايع تقاضاى بيع فلان كالا را مىنمايد : و مىگويد : « بعنيه بالف » يعنى اين كالا را به هزار دينار به من به فروش ، و بدنبال استدعا و تقاضاى او بايع مىگويد : بعتك هذا بالف ، اين استدعاء و ايجاب است . ابن زهرة فرموده : به صرف اين ، بيع منعقد نمىشود بلكه بدنبال ايجاب بايع ، بايد مشترى هم قبول را انشاء نمايد و « قبلت يا اشتريت » بگويد تا بيع منعقد شود . 2 - باب معاطات : كه قولى و لفظى [ به صورت ايجاب و قبول يا استيجاب و ايجاب ] در كار نيست بلكه صرفا فعل و عمل است ، يعنى مشترى به بايع دينارى مىدهد و مىگويد : مقدارى سبزى به من بده ، بايع هم مقدارى سبزى كشيده و تحويل او مىدهد ، كه صرفا يك تقابض و دادوستدى در خارج محقّق شده و گرنه لفظى مطرح نيست . ابن زهره فرموده : معاطات هم بيع محسوب نمىشود بلكه منحصرا اباحهء تصرف است . پس ايشان با اشتراط ايجاب و قبول ، هم استيجاب