تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
مجعول به جعل عقلاء عالم هستند . ] هيچكدام از اين ماهيّات ، بر فاسد و باطل ، اطلاق نمىشود . [ صلوة بر صلوة باطل اطلاق نمىشود ، بيع بر بيع فاسد اطلاق نمىشود و . . . ] مگر خصوص حج كه بر حج فاسد هم اطلاق مىشود ، و دليل خاص دارد ، و آن اينكه : اگر كسى در اثناء حجّ يكى از مبطلات حج را بجا آورد ، حج او باطل مىشود ، معذلك بايد آن حج را به آخر برساند ، و حق ندارد رها كند ، پس با اينكه باطل شده دليل مىگويد : ( امض في حجّك ، ) يعنى حجّ خود را ادامه بده . . . پس بر فاسد هم اطلاق شده است . « 1 » قوله : و ظاهره : اينكه شهيد فرمود : لا يطلق على الفاسد ، منظور چيست ؟ آيا مراد اينست كه : ساير الفاظ عبادات و معاملات ، غير از حج ، نه به نحو حقيقت و نه به صورت مجاز ، بر فاسد و باطل اطلاق نمىشوند و در نتيجه ، اطلاق غلط است ؟ يا منظور اينست كه : بر نحو حقيقت اطلاق نمىشود ولى مجازا اطلاق مىشود ؟ منظور ايشان احتمال ثانى است يعنى لا يطلق على الفاسد حقيقة ، اما مجازا يطلق ، زيرا كسى در اين ترديد ندارد كه به علاقهء كل و جزء و غير آن ، لفظ بيع بر بيع فاسد هم اطلاق مىشود . نتيجه : به عقيدهء شهيد اوّل و دوّم ره الفاظ معاملات و عبادات ، براى خصوص صحيح وضع شده‌اند و استعمال آنها در اعمّ از صحيح و فاسد ، مجازى است . قوله : و يشكل : از اينجا تا آخر در واقع بيان دو اشكال بر شهيدين و سپس دفاع از شهيدين
هامش
( 1 ) القواعد و الفوائد ، ج 1 ، ص 158 ، قاعدهء 42 ، فائده سوّم .