و اگر مال امام عليه السّلام باشد ، باز از انفال بوده و براى شيعيان و على الخصوص فقراء مباح است . و اگر در واقع مال شخص معيّنى است و او را نمىشناسيم ، باز مجهول المالك را صدقه مىتوان داد ، و به هرحال به فقير مستحق بدهد ، احوط است . ]
قوله : ثم اعلم : از طرفى در شرط سوّم به اين نتيجه رسيديم كه : بايد در حال فتح ، زمين آباد باشد تا ملك مسلمين و ارض خراجى گردد ، و از طرفى در رواياتى كه قبلا در شرط اوّل مطرح شد [ صحيحهء حلبى و . . . ] روشن شد كه ارض عراق يا ارض سواد ، مال همه مسلمين است و در آن روايات كلمهء ارض السواد مطلق آمده بود و قيدى نداشت كه : ارض العراق العامرة ، يعنى قسمتهاى آباد آن .
از مجموع دو مطلب مذكور به اين نتيجه مىرسيم كه : پس معلوم مىشود در هنگام فتح تمام زمينهاى عراق ، آباد بوده است و گرنه بقول مطلق نمىفرمود :
ارض السواد للمسلمين بلكه تقييد مىكرد .
[ البته در مجموع اراضى عراق نقاط كمى هم احيانا آباد نبوده از باب النادر كالمعدوم محسوب شده و ناديده گرفته مىشود . ]
قوله : و يؤيّده : تنزيل مذكور با يك مطلبى كه در رابطه با تعيين مساحت ارض عراق ، آمده تأييد مىشود .
بيان ذلك : همانطورى كه جناب علامه ره در منتهى « 1 » و ديگران در كتب خويش « 2 » آوردهاند : وقتى كه مساحت [ اندازهء زمينى از حيث طول و عرض ] ارض عراق را استخراج كردند [ مسّاح آقاى عثمان بن حنيف بوده .
هامش
( 1 ) منتهى المطلب ج 2 ص 937 .
( 2 ) تذكرة ج 1 ص 428 ، تحرير ج 1 ص 142 .