تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
1 - ادلّهء موات كه مىگويد : موات مال امام عليه السّلام است ، مخصوص آن ارضى است كه هيچ زمانى به ملك مسلمانى درنيامده باشد ، و امّا ارضى [ يا شيئى ديگرى ] كه ملك مسلمان بر آن جارى شد و مالك مسلمى پيدا كرد ، ملك همان فرد خواهد بود ، على الخصوص كه مالك آن همهء مسلمين هستند ، و معنا ندارد كه ملك امام شود . 2 - بر فرض شك در بقاء ، از استصحاب بقاء ملكيّت استفاده مىكنيم ] قوله : ثم انه : از چه راههائى مىتوان احراز كرد كه فلان سرزمين ، در حال فتح آباد بوده ؟ و كدام زمين موات بوده ؟ تا ملك مسلمين شود يا مال امام عليه السّلام ؟ مىفرمايد : همان طرقى كه در احراز شرط اوّل [ فتح با قهر و غلبه ] مطرح شد ، اينجا هم مطرح است . [ سه طريق معتبر داشتيم : 1 - شياع مفيد علم . 2 - بيّنه 3 - شياع مفيد اطمينان ، و طرق غيرمعتبرى هم مطرح شد از قبيل : قول عدل واحد ، گفتار مورّخين ، سيرهء سلاطين ، اصالة الصحة و . . . ] قوله : و مع الشك : اگر از راههاى معتبر ، احراز كرديم كه : فلان زمين ، در هنگام فتح ، آباد بوده فهو المطلوب يعنى مىگوئيم : ملك مسلمين است . و اگر احراز كرديم كه : فلان ارض ، حين الفتح موات بوده باز روشن است كه ملك امام است . ولى اگر شك كرديم كه آيا فلان زمين در هنگام فتح ، آباد بوده يا موات ، وظيفه چيست ؟ مىفرمايد : وظيفه اجراء اصل است يعنى مىگوئيم : الاصل عدم الحياة [ چون حيات و آبادانى زمين يك امر حادث است و سابقهء عدم دارد و استصحاب عدم ازلى در آن پياده مىشود . ]