را شامل است ، چه مواتى كه در مناطق كفّار و بلاد آنان بوده و در ضمن اراضى آباد ، به تصرّف مسلمين درآمده است و چه مواتى كه در مناطق مسلماننشين وجود داشته باشد . پس اطلاق اجماع دليل آنست كه : كل ارض موات فهى للامام عليه السّلام .
2 - اطلاقات اخبار : رواياتى هم داريم [ در واقع مدرك و مستند اجماع مجمعين همين اخبار است و قبل الاجماع ، اين اخبار مطرح است ، و اجماع دليل جداگانهاى نيست . ]
كه بقول مطلق فرموده : ارض موات مال امام عليه السّلام است ، و هيچ قيدى هم ندارد ، پس به اطلاقش ما نحن فيه را هم شامل است . « 1 »
قوله : و لا يعارضها : اگر كسى بگويد : در قبال اجماعات مذكور ، اجماعاتى هم داريم مبنى بر اينكه ارضى كه با قهر و غلبه فتح شده [ مفتوحة عنوة ] مال مسلمين است . و اين نيز به اطلاقش هر ارضى را مىگيرد چه آباد و چه موات .
كما اينكه در مقابل اخبار مذكور ، اخبارى هم داريم مبنى بر اينكه : هر زمينى كه با خيل و ركاب و سيف ، فتح شده باشد ؛ از آن مسلمين است . كه اطلاق اينها هم هريك از ارض محيات و موات را شامل است « 2 » و ميان اين اجماعات و اخبار با آن اجماعات و اخبار كه در دليل 1 و 2 مطرح شد ، عموم و خصوص من وجه است :
مادّهء افتراق دستهء اوّل : ارض مواتى كه در مناطق مسلمين است يا در مناطقى است كه ارض الصلح يا ارض الجزيهاند ، يا در مناطقى است كه : اهلها اسلموا طوعا و . . . را اجماعات و اخبار دستهء اوّل شامل شده و حكم مىكنند به اينكه : اين
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 6 ص 364 تا ص 368 روايات باب .
( 2 ) وسائل الشيعه ج 6 ص 365 باب اوّل ، روايات باب .