منقول ، چيزى به خصوص آنها تعلّق نمىگيرد ، آنها هم مثل ساير مسلمين هستند و زمين ملك همه است و دليل اين مطلب هم نصّ است و هم اجماع « 1 »
« شرط سوّم »
قوله : الثالث : شرط اوّل از شروط خراجى بودن يك زمين ، و ملك مسلمين بودن آن ، عبارت شد از اينكه : « مفتوحة عنوة » باشد يعنى با قهر و غلبه و شمشير ، از كفّار گرفته شده و به تصرف مسلمين درآمده باشد .
شرط دوّم هم عبارت شد از اينكه : فتح آن سرزمين با اذن و رضايت معصوم عليه السّلام باشد .
و شرط سوم آن است كه مضافا به اينكه ارض مذكور با قهر و غلبه مسلمين و با اجازه معصوم عليه السّلام فتح شده ، بايد از زمينهائى باشد كه در حال فتح ، آباد باشد ، تا پس از تصرّف مسلمين ، جزء غنائم بوده و پس از اخراج خمس آن [ چون غنيمت خمس دارد ] بقيّهء زمين ( 5 / 4 ) ملك مسلمين شده و از اراضى خراجيّه گرديده و احكام ارض خراجى بر آن مترتب گردد .
قوله : فان كانت : متفرّع بر شرط مذكور ، اگر مناطقى و زمينهائى در هنگام فتح مسلمين ، موات و باير و غيرقابل كشت و زرع بود [ مگر كسى روى آن كار كند و آبادش نمايد ] حتما از انفال بوده و مال امام عليه السّلام خواهد بود . و دليل اين مطلب ، دو امر است :
1 - اجماعات محكيّه : در كلمات فقهاء ادعاهاى اجماعى صورت گرفته مبنى بر اينكه : موات از انفال است و معقد الاجمال [ كلمهء الموات ] مطلق ارض موات
هامش
( 1 ) مبسوطا اين مطالب در كتاب الجهاد جواهر الكلام ج 21 ص 157 بيان شده است .