باقر عليه السّلام در رابطه با سيرهء امام على عليه السّلام پرسيدم كه : روش ايشان در ارتباط با زمينهائى كه پس از پيامبر خدا صلى اللّه عليه و إله فتح شد ، چگونه بود .
امام فرمود : امام على عليه السّلام در مورد زمين عراق به سيره و روشى مشى كردند [ يعنى از آن خراج مىگرفتند . و اين را عملا ارض مسلمين مىدانستند ] و ارض عراق امام و الگوى ساير زمينها است « 1 » پس ساير زمينها بايد به اين زمين اقتدا كنند و ملحق شوند ، يعنى از آنها هم خراج گرفتن جايز و مشروع است . و از اين راه كشف مىكنيم كه : پس آنها هم ملك مسلمين و مفتوح بالاذن مىباشند .
5 - قوله : مضافا : نيازى به اذن صريح كه در ذيل مرسلهء ورّاق ، مطرح بود ، نداريم بلكه كافى است كه از قرائن حاليه علم به اذن ضمنى و رضايت فحوائى حضرت على عليه السّلام يا ساير ائمه پيدا كنيم ، و بدست آوريم كه آنها به اين فتوحات راضى بودند ، و تحصيل چنين علمى آسان است ، زيرا كه فتوحات مذكور ، موجب تأييد و تقويت دين خدا و گسترش آن مىشد و تأييد دين حتما مرضّى رضاى معصومين عليهم السّلام بوده ، و در برخى روايات هم آمده كه : خداوند دين اسلام را گاهى با اقوام و جمعيّتهائى تأييد و تقويت مىكند كه خود آنها از اين دين بهره و نصيبى ندارند « 2 » پس باز هم رضايت امام عليه السّلام به اين فتح احراز شد و زمين مذكور ملك مسلمين خواهد بود .
6 - قوله : مع انّه : از همه شواهد و مؤيدات قبلى كه بگذريم ، مىگوئيم : امر دائر است بين اينكه فعل مسلمين و رزمندگان اسلام را حمل بر صحت نموده و بگوئيم : با اذن امام عليه السّلام بوده و يا حمل بر فساد كنيم و بگوئيم : بدون اذن بوده ، بلاشك جاى
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 11 ص 117 باب 69 حديث 2 .
( 2 ) تهذيب ج 6 ص 134 باب 7 حديث سوّم .