تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
جمع با الف لام و مفيد عموم است ، يعنى خليفهء ثانى در كلّيهء امور بدون استثناء ، با من مشورت مىكرد و با نظر من عمل كرد ، ولى آيا واقعا چنين بوده ؟ و همهء امور ريز و درشت به نظر امام عليه السّلام عمل مىشد ؟ خير ، زيرا همين خليفهء دوّم شوراى شش نفره تشكيل داد و بگونه‌اى عمل كرد كه عثمان برگزيده شود ، و قطعا اين امر با نظر و صلاحديد امام نبوده ، اصل قبول خلافت ، قطعا با مشورت با امام عليه السّلام نبوده ، غصب فدك ، ظلمها و اذيتهائى كه به فاطمهء زهرا عليها السّلام روا داشت ، قطعا با نظر امام نبود و . . . پس منظور از اين عموم چيست ؟ و امّا دفع توهم : مرحوم شيخ مىفرمايد : عموميت در اينجا اضافى و نسبى است ، يعنى بالنسبة به كارهائى كه به رياست و خلافت او لطمه نمىزند و بلكه موجب بقاء و استحكام آن مىشود ، از مسائل مربوط به جنگها و صلحها ، عزلها و نصب‌ها و . . . با امام به مشورت پرداخته نه در هر امرى از امور . قوله : و لا يخفى : كيفيت استشهاد : كبراى كلى را از حديث گرفتيم : كه در امور و كارهاى مملكت‌دارى و كشورگشائى و . . . با امام مشورت مىكرد و پس از جلب نظر امام عليه السّلام اقدام مىنمود . و صغرى هم اينست كه : قطعا يكى از مهمترين كارهاى مورد مشورت همين مسئله لشكركشى و فتوحات بوده ، و بلكه در رأس تمام امور مورد مشورت همين امر بوده ، با انضمام اين صغرى و كبرى نتيجه مىگيريم كه : تمام فتوحاتى كه در زمان دوّمى نصيب مسلمين شد ، با اشاره و اذن امام عليه السّلام بوده و امام عليه السّلام آنها را امضا كرده بودند ، و اگر فتح با اذن امام شد چنين ارضى ملك مسلمين بوده و از اراضى خراجيه خواهد بود . قوله : و فى سند : حديث مذكور اگرچه از لحاظ سند گير دارد ، زيرا كه در سلسلهء سند
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 507 | على محمدى خراسانى