جماعتى آمدهاند كه از ضعفاء و مجاهيل و . . . مىباشند و از اين جهت ، حديث از درجهء حجّيت مىافتد منتهى يك مزيّتى دارد و آن اينكه :
مقدّمه : محدّثين و روات قمى [ معروف به قميّين ] از قبيل احمد بن محمد بن عيسى الاشعرى القمى و . . . خيلى اهل دقت و احتياط و وسواس بودند در ثبت و ضبط احاديث ، و سعى وافر داشتند كه احاديث معتبر را بنويسند ، و اگر خبرى ضعيف بود آن را نمىآوردند مگر پس از احراز قرائنى مبنى بر صدق و اعتبار آن ، و روى همين اصل ، مرحوم نورى در خاتمهء مستدرك چنين آورده :
و امّا احمد فقد وثقه الشيخ و النجاشى و غيرهما و لكن طعنوا فيه انه كان يروى عن الضعفاء و يعتمد المراسيل و لذلك ابعده احمد بن محمد بن عيسى عن قم ثم ذكروا انه اعاده و اعتذر اليه و انّه لمّا مات مشى فى جنازته حافيا حاسرا « 1 »
يعنى احمد بن محمد بن عيسى اشعرى قمى ، جناب احمد بن محمد بن خالد برقى را از قم بيرون كرد ، بدليل اينكه : وى از ضعفاء نقل حديث مىكرده و به مراسيل اعتماد مىنموده البته بعدا عذرخواهى كرده او را برگرداند . . . اينها نشانهء اهتمام زياد قميّين به نقل حديث بوده و . . .
با اين مقدّمه مىگوئيم : قمىها با توصيفاتى كه از آنها شد ، به اين حديث اعتماد كرده و آن را در كتب خويش نقل كردهاند ، و اين اعتماد ، ضعف سند حديث را جبران مىكند .
البته فى الجمله يعنى اگر شهرت عملى بود ، حديث كاملا حجت و دليل مىشد ، امّا شهرت عملى كه نيست ، تنها قميّين از آن پشتيبانى كردهاند ، و آن هم در حدّ شهرت نيست تا جبرانكننده باشد و لذا تا حدودى جابر است يعنى در حدّ يك مؤيّد كه با ضميمهء ساير امارات ظنيّهاى چه بسا ظنون متراكم به حدّ حجيّت هم برسد .
هامش
( 1 ) مستدرك الوسائل چاپ سنگى ج 3 ص 552 .