و برزن به دنبال يك امر بديع و پديدهء نو مىگردد .
و اگر چنين چيزى بود حتما مىنوشتند ، و چون در تواريخ نيامده ، ما كشف مىكنيم كه امر نو و جديدى نبوده و از سيرههائى است كه از قديم يعنى صدر اوّل وجود داشته است . و سيرهاى كه در منظر و مسمع معصوم بوده و ردع نشده ، ارزش دارد .
5 - قوله : و امّا من جهة : طريق پنجم از طرق غير معتبر [ البته مرحوم شيخ اين را شعبهاى از سيره دانسته و در سيره دو احتمال داده ولى حق اين بود كه اين را جدا مىكردند كما اينكه به نقل صاحب جواهر : محقق ثانى آن را يك دليل جدا آورده است . « 1 » ]
مسئلهء اصالة الصّحة و حمل فعل مسلم بر صحت است :
يعنى مسلمين كه خراج را مىگيرند ، نمىدانيم آيا بر وجه صحيح يعنى از ارض خراجى دريافت مىكنند ؟ يا بر وجه فاسد و از ساير اراضى دريافت مىكنند ؟ اصالة الصحة جارى كرده و مىگوئيم : انشاء اللّه از ارض خراجى دريافت مىكنند و با اجراء اصل مذكور ، خراجى بودن زمين را ثابت و احراز مىكنيم و لو تعبّدا و ظاهرا ، و هو المطلوب .
قوله : و يرد على الاوّل : به طريق چهارم يعنى سيرهء مستّمر [ طبق بيان شيخ قسم اوّل از دو قسم سيره است . ] اشكالات عديدهاى وارد است .
1 - مستدل مدّعى شد : سيرهء مذكور به صدر اوّل منتهى مىشود ، ما مىگوئيم :
شما از كجا اين معنى را احراز كرديد ؟ شايد سيرهء مستحدثه بوده و به آن عصر نمىرسد ؟ مستدّل در جواب گفت : از راه عدم تعرّض مورّخين ، قدمت سيرهء مذكور را بدست آورديم ، زيرا اگر حادث و بديع بود ، مورخين و بنيانگذار آن را
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ج 21 ص 167 .