تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
مرحوم شيخ مىفرمايد : دون اثباته خرط القتاد ، يعنى اثبات اين مطلب از خرط القتاد هم مشكلتر است . [ قتاد درختى خاردار است كه خارهايش به طرف بالا است ، و خرط قتاد يعنى انسان با دست باز از بالاى شاخه شروع بكند و به طرف پائين خارها را جدا كند و همينطور كه دست مىكشد خارها تمام دست او را خونين و مجروح مىسازند ، و طبيعى است كه صاف كردن شاخهء مذكور به اين شكل چقدر مشكل است و در روايات مربوط به امام عصر عليه السّلام هم آمده كه : حفظ ايمان در عصر غيبت خيلى مشكل است تا آنجا كه : دون اثباته خرط القتاد . ] يعنى مطلب مذكور از حيث صغرى و كبرى باطل است . امّا صغرى : مگر هر مورّخى خبره و متخصّص و قابل اعتماد است به فرمودهء بعض المحشّين : لم يحرز كون الحوادث فى اطراف الارض و اكنافها من الامور التى يحتاج ادراكها الى نظر و اجتهاد ليندرج المخبر بها فى عنوان اهل الخبرة بل الظاهر ان نقل تلك الحوادث لا يزيد على نقل سائر الامور ممّا يكون نقلتها مجرّد رواة لها « 1 » امّا كبرى : مواردى كه دليل خاص دارد قول خبره حجّت است مثل طبيب ، ولى مواردى كه دليل خاص نباشد مثل باب لغوى و قيمت‌گذار ، در آنها هم ما بيّنه و قول عدلين را حجّت مىدانيم ، نه مطلق الظن از هر راهى كه بيايد . 4 - قوله : و اشكل منه : طريق چهارم از طرق غير معتبر [ كه بوسيلهء آن مفتوحة عنوة بودن اثبات نمىگردد . ] سيرهء مستمرّه بر اخذ خراج است . بلاشك منظور از اين سيره ، سيرهء عقلائيّه نيست ، زيرا كه عقلاء عالم بما هم عقلاء ، داراى چنين سيره‌اى نيستند ، اگرچه آنها نيز ماليات مىگيرند ، ولى به اين طرز خاصّى كه در خراج و مقاسمهء شرعى مطرح است ، در ميان ساير عقلاء
هامش
( 1 ) ارشاد الطالب ج 1 ص 373 .