تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
اينجا راه علم غالبا به روى ما مسدود است ، ولى از راه شياع بين اهل محلّ و قريه و منطقه ، مىتوان اطمينان و مظنّه به ولد بودن پيدا كرد و همين كافى است براى ترتيب اثر ، و نيز مانند وقف بودن فلان زمين يا ملك مطلق و خالص بودن فلان ارض كه مجوّز شراء از مالك مىگردد و در نوع موارد تحصيل علم ميسور نيست ولى تحصيل ظن و اطمينان ميسور است . ولى اگر اين بناگذارى را نداشتيم و ظن را قائم مقام علم ندانستيم ، نوبت به طريق سوّم نمىرسد . قوله : و امّا : مقدمه : در اصول خوانديم كه : ظنّ دو نوع است : 1 - ظن خاصّ : ظنى كه دليل خاص و پشتوانهء مخصوص دارد مثل ظواهر ، خبر ثقه در احكام و . . . 2 - ظن مطلق : هر ظنّى از هر راهى حاصل شود و به استناد مقدمات انسداد ارزشمند باشد كه انسداديّون طرفدار حجيت ظن مطلق هستند و ما آن را قبول نداريم و تفصيل مطلب ، در علم اصول است . با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : غير از امارات علمى و ظنّىاى كه ذكر شد ، ساير امارات ظنيّه [ از قبيل ظنّ حاصل از قول يك عادل يا يك ثقه و . . . از قبيل اصالة الصحة و . . . ] ارزشى ندارد و موجب احراز شرط اوّل نمىشود . و از جملهء اين امارات قول مورّخين است . كه در اين باب قول مورّخ اگرچه انسانى باشد مورد وثوق و اطمينان ، ولى ارزش ندارد و نمىتوان بدان اعتماد كرد و ارض خراجى بودن را احراز كرد و سپس احكام را بر آن مترتب نمود . حال سئوال اينست : چرا به ساير امارات ظنّيه نمىتوان اعتماد كرد ؟ جواب : براى اينكه در ما نحن فيه يك اصل اوّلى داريم و آن اينست كه : هر گاه شك كرديم كه آيا فلان ارض به قهر و غلبه و عنوة فتح شده است يا خير ؟