تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
ابى سماك ان يبعث اليك بعطائك ؟ سپس علت آوردند : اما علم انّ لك نصيبا من بيت المال ؟ كيفيت استدلال : جمله اخير ظهور در عليّت دارد و قانون عليّت اينست كه : العلّة تعممّ و تخصّص ، پس معناى اين جمله آنست كه : هركسى كه نصيبى از بيت المال دارد مىتواند خراج و مقاسمه را بگيرد ، و مفهومش اينست كه : پس هركس نصيبى ندارد ، نمىتواند و حق ندارد اينها را از دست جائر بگيرد . پس استحقاق ، شرط و معتبر است . مرحوم شيخ در ردّ اين دليل مىفرمايد : نتيجهء عليّت آنست كه : هركس نصيبى دارد و مستحق است ، يجوز له الاخذ ، امّا مفهوم ندارد و دلالت نمىكند كه : پس هركسى نصيبى ندارد ، لا يجوز له الاخذ ، و اثبات شيئى نفى ما عدا نمى كند . بيان ذلك : ما نحن فيه نظير آنست كه طبيب به مريض بگويد : لا تأكل الرّمان لانّه حامض . و ما مىگوئيم : العلّة تعمّم ، يعنى كل حامض يحرم اكله ، ولى معناش آن نيست كه : و كل ما ليس بحامض لا يحرم بل يجوز اكله ، خير ممكن است غير حامض هم به جهات ديگر ، حلال و جايز الاكل نباشد . يا مثلا مولى فرموده : الخمر حرام لانّه مسكر اين تعليل معنايش آنست كه : فكلّ مسكر حرام ، ولى مفهومش آن نيست : فما ليس بمسكر فليس به حرام ، خير اى چه بسا چيزى مسكر نيست ولى حرام است . ] 2 - تعليل مذكور در كلام علّامه در تنبيه سوّم ، آنجا كه فرمود : الخراج حقّ . . . اخذه غير مستحقّه . . . و روى كلمهء غير مستحقّه تكيه شد ، يعنى جائر مستحقّ اخذ نيست ، پس بايد مستحق باشد ، يا مراد اينست كه چون جائر ، مستحق نيست ، پس حق ندارد هرگونه كه مايل بود بذل و بخشش كند و مثل