تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
بر خلاف آن داريم يعنى از بعض اخبار استفاده مىشود كه مع الامكان ، امتناع از پرداخت خراج به جائر ، جائز و راجح و بلكه واجب است . و براى نمونه دو روايت را مىآوريم : الف : صحيحهء زرارة : زرارة مىگويد شخصى به نام ضريس ابن عبد الملك و برادرش ، از هبيرة [ يكى از عمّال بنى اميّه كه در اواخر حكومت آنان ، عامل حكومت بوده ] مقدار زيادى برنج به مبلغ سيصد هزار درهم ، خريدارى كرد . زرارة مىگويد : من به او گفتم : واى بر تو ، خمس اين مال [ برنج ] را در نظر بگير [ و جدا كن ] و آن را براى امام عليه السّلام بفرست ، و 5 / 4 باقيمانده را براى خود انبار كن و نگهدارى نما ، او [ ضريس ] حرف مرا گوش نداد و تمام مال را [ يعنى مبلغ 000 / 300 درهم ] به فروشنده پرداخت كرد . طولى نكشيد كه آنها [ يعنى بنى عباس ] بر سر كار آمدند و حاكم شدند ، و سلطنت بنى اميّه منقرض شد . زراره مىگويد : اين جريان را به محضر امام صادق عليه السّلام عرض كردم ، حضرتش عليه السّلام بلافاصله فرمود : « هوله » يعنى اين مال [ برنج ] از آن او [ مشترى كه ضريس باشد ] است . زراره مىگويد : به امام عرض كردم : ضريس تمام دراهم مذكور را به فروشنده پرداخت كرد ، امام عليه السّلام از فرط تأسف انگشت به دندان گرفته و خيلى افسوس خوردند كه چرا دراهم را به هبيره داده « 1 » [ كه اى كاش نداده بود و آنها را به اهلش يعنى امام عليه السّلام رسانده بود و در مصالح مسلمين صرف مىشد . ] قوله : و اوضح : كيفيت استدلال : در اينكه مراد از اين اموال [ برنجها ] چه نوع اموالى بوده ؟ دو احتمال بيان مىكنند :
هامش
( 1 ) التهذيب ، ج 6 ، ص 337 ، حديث 57 ، باب 93 فى المكاسب « اخبار جوائز العمّال » .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 418 | على محمدى خراسانى