تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
1 - صحيحه جميل بن صالح : آنها [ شايد مراد وابستگان و عمال ظلمه باشند . ] خواستند خرماى چشمهء ابى زياد را بفروشند ، و من خواستم اين خرماها را خريدارى كنم ، پيش خود گفتم : تا از امام صادق عليه السّلام اجازه نگيرم ، اقدام نمىكنم ، از معاذ خواستم كه از امام استيذان كند و برايم اجازه بگيرد ، وى رفت و اجازه خواست ، امام فرمود : به فلانى بگو : خريدارى كند ، زيرا اگر او خريدارى نكند ديگرى خواهد خريد « 1 » . قوله : و دلالته : مرحوم شيخ مىفرمايد : درست است كه اين حديث دالّ بر جواز شراء است ولى دلالت آن بر ما نحن فيه مبتنى است بر اينكه : چشمهء مذكور از املاك خراجيّه باشد . ولى اين محرز نيست ، و شايد آن چشمه و زمينهاى اطراف آن از اموالى بوده كه از امام عليه السّلام غصب كرده بودند ، يا از ديگرى غصب كرده بودند ولى زمام امرش دست امام بوده و بايد با اذن امام عليه السّلام اين كار را مىكرد . و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . قوله : و يظهر : مؤيد احتمال دوّم [ كه شايد ملك امام بوده ] آنست كه از بعض الاخبار « 2 » استفاده مىشود كه چشمهء مذكور ، ملك امام صادق عليه السّلام بوده [ و ربطى به ارض خراج ندارد . ] 2 - صحيحهء عبد الرحمن بن حجاج : امام هفتم به من فرمود : تو را چه مىشود كه با علّى [ شايد مراد على بن يقطين باشد و شايد فرد ديگر ] در خريدن طعام وارد نمىشوى ؟ به گمانم ضيقى [ تنگدستى يا تنگى سينه كه نگرانى و مىترسى از
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ، ص 162 ، باب 53 ، حديث / 1 . ( 2 ) وسايل الشيعه ، ج 6 ، ص 140 و 141 ، باب 18 من ابواب الزكاة ، حديث / 2 .