تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
كارها و مسؤليّتها استفاده كند پس آنان كفايت كنند براى او آنچه را كه مردم [ جوانهاى اهل سنت ] كفايت مىكنند . [ يعنى جاى آنها را بگيرند و كارها را انجام دهند . ] و وى در ازاء كار آنان ، آنچه را كه به ديگران مىدهد به اين جوانها بدهد ؟ [ اين جمله امام تعريض به آن شخص است ، و گويا در جلسه كسانى هستند كه پيام امام را به ابن ابى سماك مىرسانند و انتظار هم مىرود كه او اين كار را بكند ، يا وضعيت جوانان شيعه اضطرارى است لذا امام اين را تجويز مىكنند و گرنه در مواقع عادى قبول مسؤليّت براى ظلمه ، تقويت آنها و اعانت ظلمه و . . . است و ممنوع است ، ولى كارى به اين جهات نداريم ، مهمّ اصل دلالت است . ] از اين جمله استفاده مىشود كه : اخذ خراج و مقاسمه به عنوان عوض كار ، بلا مانع است ، زيرا كه فرمود : يكفونه . . . بعد هم فرمود : فيعطيهم . . . و واضح است كه اعطاء ابن ابى سماك ، از اموال شخصى خودش كه نبوده ، از بيت المال بوده است و بيت المال هم از همين اموال و حقوق [ خراج و . . . ] تشكيل شده ، پس به حكم اين فراز معاوضه بر خراج و مقاسمه و آنها را در قبال عمل ، گرفتن جايز است . جملهء دوم : خطاب به ابى بكر حضرمى : چرا عطاى خودت را از بيت المال ترك كردى ؟ [ يعنى چرا نمىروى و مقررّى خودت را كه ابن ابى سماك به تو مىداد ، نمىگيرى ؟ ] ابى بكر ، عرض كرد : مخافة على دينى ، يعنى بر دينم ترسانم . [ پيدا است كه انسان متديّنى بوده و احتياط در دين داشته كه اخوك دينك فاحتط لدينك ، نه مانند كثيرى از مردمان كه احتياط در امر دنيا دارند ، ولى در امر دين قليل المبالات و بلكه لا ابالى هستند ] امام فرمود [ حالا تو نمىروى بگيرى ولى ] چه چيز مانع شده است از اينكه ابن ابى سماك عطاء و سهم تو را بسوى تو
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 393 | على محمدى خراسانى