ذيلا مىآوريم :
قوله : و منها : يكى از روايات ، صحيحهء ابى عبيدهء حذاء از امام باقر عليه السّلام است : [ اين روايت بر سه فقره مشتمل است و هرفقرهاى هم حاوى سؤال و جوابى است ]
فراز اول : مردى از ما [ يعنى از شيعيان ] از عمّال سلطان [ مراد سلطان جائر است ] شتران صدقه [ زكاتى ] و گوسفندان زكاتى را خريدارى مىكند ، و مىداند كه اين عمّال بيش از حقى كه بر اين اموال تعلق گرفته ، و بر صاحبانش واجب شده ، از مالكين اخذ مىكنند ، اين شراء چه حكمى دارد ؟
امام عليه السّلام فرمود : شتر و گوسفند مانند گندم و جو و غير ذلك [ شايد مراد كشمش و خرما يا درهم و دينار و نقدين باشد ] است و حكم همهء اينها آنست كه :
لا بأس به يعنى خريدارى بلامانع است مگر اينكه حرام را [ مقدار زائد بر حقّ ] بعينه و تفصيلا بشناسد كه با علم به آن ، حتما اجتناب كند .
فراز دوم : به امام عرض كردم : صدقه گيرندهاى [ عاملين زكات از سوى سلطان جائر ] نزد ما آمده و از ما زكات گوسفندانمان را مىگيرد ، سپس ما با او [ استيجاب و ايجاب ] نموده و از او مىطلبيم كه اين گوسفندان را بما بفروشد ، او هم تقاضاى ما را پذيرفته و آنها را به ما مىفروشد ، حال نظر مبارك شما در اين رابطه چيست ؟
امام عليه السّلام فرمود : اگر عامل زكات ، اين گوسفندان را گرفته و از گله جدا كرده و به نيّت زكات عزل ، نموده است [ وجه تقييد به اخذ و عدم اكتفاء به عزل آنست كه اگر اخذ نكند و صرفا به مالكين امر كند كه آنها عزل كنند ، كافى نيست و صدقه محسوب نمىشود و از ملك مالك خارج نمىشود و در نتيجه اگر آنها را بخرد ، مال خود را خريده كه چنين معاملهاى بديهى البطلان است و مبادلة مال بمال نيست . ] و بعد به شما مىفروشد ، مانعى ندارد .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٧٩