تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
سندش با شهرت جبران شد صريحا مىگويد : اگر مالك راضى نبود ، متصدق ضامن است و اطلاق كلام هم فرضى را كه ترتّب عليه يد الضمان ، شامل است و هم فرض را كه لم يسبقه يد الضمان ، پس به اين دليل متصدق ضامن است مطلقا . 3 - و يا وجه ضمانت مطلقه ، از خبر وديعه [ خبر حفص بن غياث ] مستفاد است . بيان ذلك : خبر مذكور در مورد وديعة الغاصب بود ، حال اگر گفتيم : وديعة بودن خصوصيتى ندارد و از باب مثال ذكر شده ، ملاك مجهول المالك بودن است ، در اين صورت از مورد خبر به ما نحن فيه [ جائزهء سلطان ] تعدّى مىكنيم و به وحدت مناط حكم به ضمان مىكنيم ، و ما نحن فيه به منزلهء لقطه مىشود كه متصدّق لقطه ضامن است . ولى اگر براى وديعة خصوصيت قائل شديم و از آن به مطلق مجهول المالك تعدّى نكرديم ، مىگوئيم : باب وديعة الغاصب احكام فراوانى دارد ، از قبيل : تعريف تا يكسال ، تصدق بعد از يكسال ، ضمانت بعد از ظهور مالك و عدم رضا به صدقه ، ثبوت ضمانت به نفس تصدّق كه از اوّل اذن در صدقه با همين نحو ضمانت است و . . . حال عدم تعدّى نسبت به خصوص تعريف سنه است كه در ما نحن فيه اين را نمىگوئيم بلكه حدّ اليأس ملاك بود ، ولى در ساير احكام مذكور كه مال مطلق مجهول المالك است فرقى ميان ما نحن فيه با باب لقطه و وديعة نيست پس ضمانت به حكم اين روايت مىآيد ، و ممكن است مراد مرحوم شيخ اين باشد كه ولو در باب وديعة تعريف سنة ذكر شده ولى يكسال موضوعيت ندارد بلكه اماره بر يأس از ظفر به مالك است و اگر اماره شد ملاك اصلى همان يأس است و احكام تصدق و ضمان بر آن بار مىشود منتهى در لقطه و . . . چون معمولا تا يكسال مأيوس نمىشود ، آن را ملاك كرده و گرنه تعبّدى كه نيست .