ب : اصالة لزوم الصدقة : صدقه سه حيثيت دارد :
الف : از حيث ارتباط آن به متصدّق : اين حيث قبلا بحث شد آيا بر متصدق تصدق واجب است يا حدّاكثر جايز است ؟ و آيا استقلال دارد يا بايد به اذن حاكم شرع باشد ؟
ب : از حيث ارتباط آن به فقير : از اين حيث لا اشكال در لزوم آن ، يعنى به مجرّد اينكه صدقه به فقير رسيد ولو عين مال موجود باشد كسى حق ندارد آن را استرداد كند و احدى قائل به جواز استرداد نشده و به عبارت ديگر : شخص و عين الصدقة ملك فقير شده است .
ج : از حيث وقوع و لا وقوعش براى مالك : الان همين جهت مطرح است و منظور مستدلّ اينست كه : صدقه از روز اوّل براى مالك واقع شد « صغرى » و دليل آن هم روشن است ، چون متصدّق به نيّت مالك ، اين صدقه را داد نه براى خودش ، و كبراى كلّى هم اينست كه : الشيء لا ينقلب عما وقع عليه .
نتيجه آنست كه : صدقه از وقوع آن براى مالك ، منقلب نمىشود و براى متصدق واقع نمىشود . پس چه راضى باشد يا نباشد اين صدقه براى او است .
و متصدق مسئوليّتى ندارد .
[ البته اين دليل از حيث صغرى و كبرى مخدوش است :
امّا صغرى : قبل از ثم انّ في الضمان فرمودند : مع انّ كونها من المالك غير معلوم فلعلّها ممن تجب عليه ، يعنى اصل وقوع صدقه للمالك ، از اوّل مشكوك است و در واقع دو احتمال وجود دارد : شايد براى مالك باشد و شايد براى متصدّق ، و با عدم احراز صغرى نوبت به كبراى كلّى نمىرسد .
البته خود مرحوم شيخ بعدا در احتمال ششم كه خواهيم آورد اين را ردّ مىكنند كه تصدق مراعى و متزلزل نيست .
و امّا كبرى : الشييء لا ينقلب . . . در تكوينيّات و واقعيات قابل قبول است ،
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 339
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٩