تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
بيان قول سوّم از اقوالى كه قبلا فهرست شد ، و آن اينكه : از بعض روايات استفاده مىشود كه : مجهول المالك ، مال امام عليه السّلام است . و آن روايت داود بن ابى يزيد از امام صادق عليه السّلام است : راوى مىگويد : مردى به امام عليه السّلام عرضكرد : من مالى را پيدا كرده‌ام ، و از ناحيهء آن بر جانم ترسانم ، اگر صاحب آن را بيابم ، مالش را به او خواهم داد ، و خودم را خلاص خواهم كرد . امام عليه السّلام به او فرمود : اگر صاحبش را بيابى حتما مال را به او خواهى داد ؟ [ يعنى اين قول را مىدهى ؟ ] آن مرد گفت : آرى به خدا قسم . امام عليه السّلام فرمود : به خدا قسم آن مال صاحبى غير از من ندارد [ يعنى من صاحب و مالك آن مال مجهول المالك هستم . ] سپس امام آن مرد را قسم داد كه : قسم بخور كه به هركس من امر كردم به همان خواهى داد ، آن مرد قسم خورد كه چنان خواهم كرد . امام فرمود : برو و آن اموال را در ميان برادرانت [ شيعيان ] تقسيم كن ، و از آنچه مىترسى در امان خواهى بود . آن مرد رفت و مال يافت شده را ميان برادران دينىاش تقسيم كرد . « 1 » البته در اينجا بعض المحشّين به مرحوم شيخ اعتراض كرده‌اند به اينكه اين حديث دليل بر ردّ مجهول المالك به امام و اينكه مال امام باشد ، نيست و بقول مرحوم محقق ايروانى : و فى دلالتها بعد الغض عن سندها و عن تحقق الاعراض عنها تأمّل لاحتمال ان يكون حلفه عليه السّلام بانه ليس له صاحب غيره جاريا على واقعه الاوّلى و ان المال قد ضاع منه عليه السّلام و امره معذلك بالتقسيم لعلّه لدفع ايهام جرّ النار الى قرصه . . .
هامش
( 1 ) فروع كافى ج 5 ص 138 حديث 7 .