تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
و مال در مقابل كسب و كار و عمل براى ظلمه باشد و ما نحن فيه را كه جائزة السلطان باشد شامل نيست . و لذا به صورت مؤيّد ذكر شد . 7 - قوله : و يؤيّده : رواياتى داريم در رابطه با اينكه : آن مقدار از خاك طلا و نقره ، و اجزاء صغار اينها كه نزد زرگرها جمع مىشود [ وقتى كه طلاى كسى را گرفته و از آن انگشتر و . . . مىسازند ] و زرگر مالك آنها را نمىشناسد . در اينجا امام عليه السّلام امر به تصدق كرده ، و آن دو روايت است از على بن ميمون زرگر كه مىگويد : سئلت ابا عبد اللّه عليه السّلام عمّا يكنس من التراب فأبيعه فما اصنع به ؟ قال عليه السّلام : تصدّق به فامّا لك و امّا لاهله . . . « 1 » 8 - قوله : و ما ورد : مؤيد هشتم رواياتى است در رابطه با غلّه و فرآوردهء ملك وقفى كه از باب الوقف و موقوف عليهم مجهول و ناشناخته هستند و امام عليه السّلام در اين رابطه امر به تصدق كرده و فرموده : تصدّق بغلّتها . « 2 » 9 - قوله : و ما ورد : مؤيد نهم رواياتى است در رابطه با مالى كه از اجير بر ذمّهء مستأجر باقيمانده [ فرضا شما شخصى را اجير كرديد و مدّتى براى شما كار كرده و مزد او را نداده‌ايد و فعلا هم به او دسترسى نيست و اصلا او را نمىشناسيد كه اهل كجا بود ؟ و كجا رفته و . . . ] در اينجا هم امام عليه السّلام به مستأجر امر كرده كه آنچه از اجير در ذمّه تو آمده و مجهول المالك است ، آن را به نيّت صاحبش صدقه بده « 3 »
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 484 باب شانزدهم از ابواب الصرف حديث 1 / 2 . ( 2 ) وسائل الشيعه ج 13 ص 303 باب ششم از ابواب وقوف و صدقات حديث اوّل . ( 3 ) وسائل الشيعه ج 13 ص 110 باب 22 من ابواب الدين حديث سوّم .