تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
پس صدقه از اين حيث اقرب الطرق است و قانون اينست كه : الاقرب يمنع الابعد ، يقدم الاقرب على الابعد ، الاقرب فالاقرب ، پس تا تصدّق ميسور است نوبت به حفظ نمىرسد . قوله : و ما ذكره : اين اشاره به قول دوم از اقوال مذكور است كه قول ابن ادريس حلّى است ، ايشان فرموده : بايد اين مال را نزد خود ابقاء و نگهدارى كند تا زمانى كه مالك را پيدا كند حتى اگر مرگش فرا رسيد بدان وصيت كند ، و حق ندارد صدقه بدهد . « 1 » مرحوم شيخ مىفرمايد : ابقاء ، مال را در معرض تلف شدن قرار مىدهد [ زيرا هزار عامل ممكن است موجب تباهى آن شود ، تازه حين الموت كه وصيت مىكند ، معلوم نيست كسى به وصيت او عمل بكند يا نه و . . . و اينها با مذاق شارع سازگار نيست كه مالى براى دهها سال همچنان مختل و معطل بماند و در گردش نباشد و . . . ] 2 - قوله : مع انّه : مؤيّد دوّم براى وجوب تصدّق : قرينهء حاليه و شهادت حال مالك : آخذ يقين دارد كه : در قدم اوّل مالك اصلى خواهان انتفاع به مالش در دنيا است ، ولى در قدم بعدى وقتى نااميد شده و مالش بدست او نمىرسد يقينا راضى به انتفاع به آن در آخرت است و اين انتفاع با تصدّق تأمين مىشود ، پس بايد صدقه بدهد . [ البته نتيجهء اين وجه وجوب تصدق نيست ، بلكه جواز آنست . ] 3 - مؤيّد سوّم كه در اينجا نياورده و بعدا مىآورند عبارتست از اينكه : صدقه دادن احسان است [ احسان يا در حق فقير و صدقه گيرنده و يا در حق مالك از حيث ثواب و يا در حق هر دو ] و احسان حسن و بايستنى است . پس صدقه دادن بلامانع است .
هامش
( 1 ) السرائر ج 2 ص 204 - 205 .