اجمالى و شبهه محصوره . . . باشد و ناگزير اطلاق اين اخبار يا بر شبههء بدويه حمل مىشود و يا بر شبههء غيرمحصوره و . . .
قوله : و منها : يكى ديگر از رواياتى كه در ما نحن فيه به آن استدلال شده ، صحيحهء ابى ولّاد است :
راوى مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرضكردم : مردى است كه عهدهدار اعمال سلطان [ منظور سلطان جائر است ] است و راه معاشى ندارد مگر از راه اعمالى كه براى ظلمه انجام مىدهد [ يا رسما در استخدام آنها است و عامل سلطان است از قبيل استاندار و . . . و يا اجير شده و در قبال اجرت براى سلطان كارهائى انجام مىدهد ] و من گاهى بر او مرور مىكنم ، و بر او فرود مىآيم ، او مرا ضيافت مىكند ، به من احسان مىكند و گاهى [ به غلامشان ] فرمان مىدهد كه براى من دراهمى و جامهاى بياورند [ و آنها را به من هديه مىكند ] و من از اين بابت دل چركين هستم ، و سينهام تنگ شده و ناراحت هستم ، حال يابن رسول اللّه صلى اللّه عليه و إله نظر مبارك شما راجع به اين امر چيست ؟
امام عليه السّلام فرمود : كل ، يعنى از غذاى او بخور ، و « خذ » يعنى مالى را به تو هديّه كرد ، بگير . و گوارائى و بهرهمندى از اين مال از آن تو است ، و وزر و و بال آن به گردن آن عامل است « 1 »
كيفيت استدلال : مالى كه عامل به اين سائل [ سئوالكنندهء حكم از امام عليه السّلام ] مىدهد ، از سلطان گرفته ، و در ميان اموال سلطان مال حرام وجود دارد و معذلك حديث به اطلاقه مىگويد : كل و خذ . . . كه فرض علم اجمالى را هم شامل است و ما به حكم اين روايت حكم به حليّت جائزهء سلطان نموده و قاعدهء احتياط را نقض مىكنيم .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 156 باب 51 حديث اوّل .