كراهت واقع منافاتى ندارد و آن را مرتفع نمىسازد ، پس جا ندارد كه بگوئيم :
بدون اخبار و به صرف ذى اليد بودن اگر از ظالم مالى را اخذ كرديم : تصرف در آن مكروه است ، ولى با تكيه بر اخبارش اخذ كرديم مكروه نيست ، خير در هر دو صورت احتياط اقتضا مىكند كه اجتناب از آن مال راجح و ارتكاب آن مرجوح باشد .
مرحوم شيخ مىفرمايد : از تقييدى كه زديم كه مخبر ثقه باشد و . . . دفع اين اشكال روشن مىشود و اينكه ميان يد و تصرّف ظالم با اخبارش فرق است زيرا در فرض يد و تصرّف ، مظنّه ظلم و غصب هست و كراهت موجود است ، ولى در فرض اخبار به حليّت آن هم با ثقه بودن ، مظنّهء مذكور مىرود و اتّهام برداشته مىشود ، پس كراهت هم مىرود .
نتيجه : از مطالب مذكور در رابطه با ارزش قول و اخبار مجيز ، سه وجه استفاده مىشود :
1 - جماعتى بقول مطلق ، اخبار را رافع كراهت دانستهاند .
2 - و قد يقال به اينكه : اخبار ظالم ارزشى ندارد و مطلقا رافع كراهت نيست .
3 - تفصيل ميان ثقه بودن ظالم در اخبارش با عدم وثوق و اطمينان به او .
قوله : فتأمّل : مرحوم شهيدى در حاشيه فرموده :
لعلّه اشارة الى عدم اندفاع ما يقال بمجرّد قيد المأمونيّة في المجيز ، اذ ، غاية ما يترتب عليه هو زوال الظنّ بحرمة المأخوذ لا القطع بحليّته ، و من المعلوم انّ مجرّد احتمال الحرمة و ان لم يبلغ مرتبة الظن كاف فى الكراهة الناشئة من حسن الاحتياط . . .
نعم يضعف بذلك مرتبة الكراهة بواسطة ضعف الاحتمال الموجب لضعف
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٥