دليل اين صغرى : قلوب و دلها بطور جبلّى و فطرى كسى را كه به انسان احسان و نيكى كند دوست مىدارند و اين يك امر طبيعى است . پس اخذ مال از سلطان موجب حبّ او است . و محبّت و موادّهء ظلمه و طواغيت شرعا منهى و مرجوح است [ و قبلا در معونة الظالمين و . . . رواياتى در اين زمينه آورديم ] « كبرى » .
و دليل اين مرجوحيّت مفاسدى است كه بر اين محبّت و علاقه مترتب مىشود و طبق روايت صحيح : انّ احدكم لا يصيب من دنياهم شيئا إلّا اصابوا من دينه مثله « 1 »
يعنى اين هدايا و كمكهاى مالى از سوى جائر تبعاتى دارد و بدين وسيله بر مركب مراد سوار شده و از شما در جهت مطامع خود پلى مىسازد و لطمات جبرانناپذير دينى براى شما دارد پس زنهار از دنياى آنان بهرهمند شويد كه آنان از دين شما بهرهمند مىشوند .
نتيجهء صغرى و كبراى مذكور اينست كه اخذ مال از آنان مرجوح است .
[ البته موادّة و محبّت ظلمه و طواغيت تنها مرجوح نيست بلكه حرام است ، و خود شيخ هم مىفرمايد : مفاسدى بر آن مترتب است . . . پس اين دليل با حرمت مىسازد نه كراهت . ]
د : روايت امام كاظم عليه السّلام هنگامى كه هارون الرشيد « لع » مقدارى خلعت به همراه دو بدره زر ، به رسم هدايا براى امام هفتم عليه السّلام فرستاد . امام عليه السّلام آن هدايا را پذيرفت سپس فلسفهء پذيرش را چنين بيان كرد :
اگر نبود اين جهت كه در ميان فرزندان ابو طالب جوانهاى عزبى هستند و نياز به ازدواج دارند ، و صلاح ديدم آنها ازدواج كنند تا نسل آل ابيطالب منقطع نشود .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 128 ، باب 42 حديث / 5 .