دسته بود :
1 - رواياتى كه اطلاق داشت و غناء را بما هو غناء حرام مىكرد چه صوت لهوى صدق بكند يا نه .
2 - رواياتى كه مقيّد به قيد لهويت و لغويت و باطل و زوريّت بود و بوسيلهء اينها آن مطلقات را تقييد و در نتيجه تنزيل و حمل بر صوت لهوى كرديم .
3 - رواياتى هم بود كه خودبخود و فى نفسها و بدون تقييد از خارج ، انصراف به صوت لهوى داشت و آن اخبار مغنيّه بوده كه مىگفت : للرّجل جاريهء تلهيه كه كلمهء تلهيه داشت و اصلا اطلاقى نداشت تا تقييد كنيم .
نتيجه اينكه : هرصوتى كه لهوى باشد حرام است . و هرصوتى كه لهوى نباشد حرام نيست .
مستثنيات باب غناء
قوله : بقى الكلام : مشهور فقهاء كه براى غناء حرمت قائل بودند ، دو مورد را از اين حكم استثناء كرده و در آنها فتوى به جواز و اباحه دادهاند و آن دو عبارتند از :
1 - حداء براى شتران : كلمهء حداء به ضمّ حاء بر وزن دعاء [ به الف ممدوده ] و به معناى صوتى است كه ترجيع در او ايجاد مىشود به منظور سير و طى طريق با شتران [ قديمتر كه كاروانهاى تجارتى - زيارتى - سياحتى و . . . مركب سوارى آنها و باربر كالاهايشان شترها بودند ، براى اينكه شتر منازلى را كه در نظرشان بود بپيمايد اين نغمهء خاص را مىخواندند و شتر قطع منازل مىنمود . ]
مرحوم سبزوارى در كفاية الاحكام « 1 » فرموده : مشهور فقهاء اين مورد را از غناء استثناء كرده و فتوى به جوازش دادهاند . [ مقابل مشهور علّامه در تحرير
هامش
( 1 ) كفاية الاحكام ص 86 .