مقابل خطوط چيزى قرار نمىگرفت ؟ يا در مقابل مجموع بود ؟
در نتيجه بايد گفت : روايات طائفهء ثانيه از نظر بيان جزئيات امر ساكت است و روايات طائفهء اولى مفصّل و مبيّن است كه چه چيزهائى را خريدارى كن و كدام را خريدارى نكن . . . و روايات مبيّن و مفسّر بر روايات ساكته مقدم است و معارضهاى هم بينشان نيست . اصولا اين يك قاعدهء كلى است كه روايات و آياتى كه در مقام بيان و حاجت مجملگوئى كرده و از ذكر جزئيات صرفنظر كرد . با رواياتى كه تفصيل داده و تبيين كرده معارضهاى ندارند پس بايد روايات طائفه اول را گرفت .
قوله : و فى بعض : از برخى روايات هم استفاده مىشود كه : وقتى آدمى خود مستقيما به استنساخ قرآن نمىپردازد ، بهتر آنست كه از كاتبى طلب كتابت كند امّا نه به نحو اجاره كه او را اجير كند و اجرتش را معين سازد ، بلكه بدون شرط و طى كردن ، كاتب كتابت كند . و آن مسلمان هم مبلغى به او بدهد كه وى راضى شود .
و آن روايت عبد الرحمن بن ابى عبد اللّه ، از امام صادق عليه السّلام است :
حضرت فرمود : ام عبد اللّه دختر امام حسن ، خواست كه برايش قرآن نوشته شود ، بدين منظور اوراقى با پول خود خريدارى كرد و از مردى خواست كه برايش قرآن را بنويسد ضمنا با او قرارداد اجاره هم نبست و هنگامى كه نسخه كامل شد پنجاه دينار به او داد ، و در صدر اسلام بيع و شراء قرآن مرسوم نبود و جديدا انجام مىشود . « 1 »
[ البته اين حديث مستقيما به درد بحث ما نمىخورد ، چون ما سخن از بيع و شراء داريم . ]
قوله : و ممّا يدل :
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ص 160 باب 31 من ابواب ما يكتسب به .