تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
مكتوب بود ] ما بين قامت [ منظور ديوار مسجد النبى است كه قبل از آنكه مسقّف و مظلّل شود به اندازهء قامت يك انسان بوده ] و منبر ، نهاده مىشد ، و ما بين ديوار و منبر به اندازهء گذرگاه گوسفندى يا انسان منحرفى [ كه به صورت مستقيم و با مقاديم بدن نگذرد بلكه با دست راست يا چپ حركت كند . ] راه وجود داشت ، آنگاه مردى مىآمد و سوره‌اى را كه در ورق بود استنساخ مىكرد و مىرفت ، مرد ديگرى مىآمد و . . . سپس كم‌كم اين كار تعطيل شد و كسان خاصى مىرفتند و كل قرآن را كتابت كرده ، و سپس مسلمانها از آنان مىخريدند . به امام عرض كردم : نظر مباركتان در اين باره [ خريد و فروش مسلمين صدر اوّل نسبت به قرآن ] چيست ؟ حضرت فرمود : قرآن را خريدارى كنم بهتر است و دوستتر دارم تا آن را بفروشم « 1 » 2 - روايت روح بن عبد الرحيم : اين حديث مثل حديث قبلى است با اين اضافه كه راوى از امام مىپرسد : نظر شما راجع به اجاره بر كتابت قرآن چيست ؟ [ يعنى خودم اجير شوم يا كسى را اجير كنم كه قرآن را بنويسد و در برابر كتابت مزدى به او دهم ] حضرت فرمود : اشكالى ندارد ، ولى مسلمانها آنگونه عمل مىكردند [ كه خريد و فروش باشد نه اجاره بر كتابت ] « 2 » قوله : فانها : در اين دو روايت چندين شاهد بر جواز شراء قرآن وجود دارد : الف : امام از مسلمين صدر اوّل حكايت كرد كه آنها اشتروا بعد ذلك ، و ردع هم نفرمود پس دليل بر جواز است .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ج 12 ، ص 160 ، باب 31 من ابواب ما يكتسب به . ( 2 ) وسائل الشيعه ج 12 ، ص 160 ، باب 31 من ابواب ما يكتسب به .